امیر آقایی : کاملترین بیوگرافی و عکسهای امیر آقایی

۳,۲۹۵
۵
۵
سه شنبه, ۰۸ مرداد ۱۳۹۸ ۱۰:۴۸

بیوگرافی امیر آقایی + عکس خانوادگی و زندگینامه

بیوگرافی امیر آقایی + عکس خانوادگی و زندگینامه

امیر آقایی بازیگر ،نویسنده ،عکاس و شاعر متولد 10 مرداد 1349 می باشد و 48 سال سن دارد . و اصالتا اهل ارومیه است و در همان جا به دنیا آمده است .تحصیلات : وی فارغ التحصیل لیسانس رشته کارگردانی است.اولین سابقه بازیگری وی در سینما با بازی در فیلم ارتفاع پست ابراهیم حاتمی کیا در سال 80 اتفاق افتاد و اولین سریال تلویزیونی او مجموعه خاک سرخ بود که سال 81 پخش گردید.

بیوگرافی امیر آقایی + عکس خانوادگی و زندگینامه

عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی

تصاویر امیر آقایی

امیر آقایی بازیگر خوش صدای کشورمان زادۀ 10 مرداد ماه 1349 در شهر ارومیه اسـت. امیر آقایی از جمله بازیگرانی اسـت کـه بـه فعالیت‌ های عکاسی، نقاشی و نویسندگی نیز مشهور اسـت. صفحه شخصی وی در اینستاگرام ( amir-aghaee )کـه پر از عکس‌ هـای هنری اسـت گویای این مطلب اسـت. او فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی اسـت و فعالیت هنری خودرا از سال ۱۳۷۹ آغاز کرده اسـت. نخستین بار در تئاتر آنسوی آینه درکنار آزیتا حاجیان بازی کرد.

تصاویر امیر آقایی

شروع فعالیت هنری امیر آقایی

وی از جمله بازیگرانی است که فعالیت هنری خود را ابتدا از تئاتر شروع کرد . اولین بار در تئاتر آنسوی آینه در کنار آزیتا حاجیان بازی کرد سپس آشنایی اش با بهرام عظیم پور (کارگردان) موجب معرفی وی به حاتمی کیا برای بازی در سریال خاک سرخ شد .

اولین تجربه تا شهرت

اولین کار جدی او در سال 1379 در سریال خاک سرخ با ابراهیم حاتمی کیا بود و سال بعد از آن هم با فیلم ارتفاع پست وارد سینما شد، اما شهرت او در سال 1384 با سریال پر طرفدار اولین شب آرامش رقم خورد در سال 1386 بازی متفاوتی در فیلم زن دوم در کنار نیکی کریمی ایفا کرد

تصاویر امیر آقایی

ازدواج امیر آقایی

امیر آقایی هم بـه مانند تعداد زیادی از بازیگران مرد هنوز بـه ازدواج فکر نکرده و آن را اتفاقی مهم در زندگی می داند. او در برنامه دورهمی گفت تاکنون هیچ وقت به خواستگاری نرفته ام و به صورت جدی به ازدواج فکر نکرده ام اما حتما روزی در این خصوص اقدام خواهم کرد.

تصاویر امیر آقایی

فعالیت امیر آقایی در زمینه مد

امیر آقایی از اوایل دهه نود شمسی بـه همراه خواهرش نرمین آقایی مزون لباسی رابه نام آوینو بازگشایی کرده‌اند. ایده اولیه این مزون از طرف امیر آقایی و خود خواهرش بوده اسـت.و نام این مزون هم از نام دختر خانم نرمین آقایی کـه آوین هست گرفته شده اشت. کار طراحی مانتو و پالتو دراین مزون را خود خانم آقایی انجام میدهد و مشتریان خاص خودش را دارد.

تصاویر امیر آقایی

سرودن شعر

امیر آقایی مجموعه شعری با نام بیدها در باد سروده است که در سال ۱۳۸۹ توسط انتشارات حوض نقره منتشر شده است. وی علاوه بر بازیگری و نویسندگی، نقاشی و عکاسی هم انجام می‌ دهد

تصاویر امیر آقایی

اهل سفر و موبایل

بسیار اهل سفر کردن است و برایش به مقصد رسیدن مفهومی ندارد.مسیر سفر است که برایش مهم است. و معتقد است که اولین جذابیت سفر اینست که موبایل را خاموش کنی و ارتباطت با تمام دنیا قطع شود .همچنین معتقد است که اولین نشانه های عرفان در هزاره سوم، نداشتن موبایل است.

تصاویر امیر آقایی

تنهایی , کودکیش هم شبیه به الانش است . اصولا آدم معاشرتی نیست، هر چند دوستان زیادی دارد اما تنها در همین حد که آنها را ببیند و برای تفریح کنارشان باشد، ولی دوست واقعی نداشته است.

تصاویر امیر آقایی

آدم بلندپروازیست و می گوید:

اگر بلند پرواز نبودم در همان شهری که بودم می ماندم! ذهن من پر از فراز و فرود و نشیب است. همیشه نقطه ای برایم وجود دارد که به آن فکر می کنم همیشه به شوخی به دوستانم می گویم «امیر آقایی» این همه راه از شهرستان نیامده تهران که بشود بازیگر تلویزیون و سینما ! به موقعیت و این رسانه بی احترامی نمی کنم اما واقعیت این است که چیزهای دیگری در ذهنم بود اما اتفاقات دیگری افتاد !

رویای من نوبل بود! خیلی غم انگیز است آدم از پشت کوه با رویای نوبل بیاید بعد دغدغه اش بشود سیمرغ بلورین ! نمی خواهم بگویم دغدغه ام سیمرغ بلورین است، چون واقعا اینگونه نیست، منظورم این است که حتما اتفاق بدی افتاده که اینقدر پیمانه هایمان کوچک شده است

تصاویر امیر آقایی

یک گفتگوی اختصاصی با جناب آقای امیر آقایی

فعالیت های خود را از چه سالی شروع کردید؟

از سال ۱۳۷۴ کار بازیگری را بصورت جدی و حرفه ای شروع کردم سالها بود که علاقمند به کار تئاتر بودم و بر اثر یک اتفاق بالاخره وارد این عرصه شدم به لحاظ تحصیلات هم قصد داشتم در زمینه کارگردانی فعالیت کنم اما در نهایت بازیگر شدم .

اولین تئاتر حرفه ای شما چه بود ؟

اولین کار من تئاتری بود به اسم “آنسوی آینه” که در خدمت گروه و استاد خوبم خانم آزیتا حاجیان بودم .

مجری : آخرین کار تئاتر شما چه بود؟

آخرین کا رتئاترم در سال ۸۲ کاری از خانم شبنـم طوسی به اسم قهوه تلخ بود که در آلمان به نمایش در آمد .

تصاویر امیر آقایی

چه طور شد که از روی صحنه و تئاتر به کار تصویری و تلویزیونی دعوت شدید ؟

وقتی تئاتر “سه سال و یک دوم ” که نویسنده و کارگردان آن بودم در تئاتر شهر اجرا می شد با آقای بهرام عظیم پور آشنا شدم در آن زمان حاتمی کیا سریال خاک سرخ را کار می کردند ایشان من را به آقای حاتمی کیا معرفی کرد و حدود دو ماه تمرین و تست را انجام دادیم و بالاخره بخاطر لهجه آذری که داشتم .

آن کار را پذیرفتم و برای آن سریال انتخاب شدم و حدود یکسال مشغول بازی در آن سریال بودم و همیشه هم به آقای حاتمی کیا می گویم اگر بخاطر شما نبود هیچ وقت پایم را از تئاتر شهر بیرون نمی گذاشتم

امیر آقایی , بیوگرافی امیر آقایی , عکس امیر آقایی

مجری : چه ویژگی ها و عواملی باعث شد این کار را پذیرفتید؟

پاسخ : قطعا این موضوع دیر یا زود اتفاق می افتاد چرا که پس از سالها تئاتر بازی کردن و گذراندن چند دوره کلاسهای آزاد سینمایی ، ظاهر شدن در جلوی دوربین آقای حاتمی کیا برای من غنیمتی بود خصوصا این که من خودم آذری زبان هستم و باید متن فارسی می خواندم و آنرا به لهجه جنوبی در این فیلم پیاده می کردم که خودش یک پروسه سختی بود و همین موضوع به حضور من در فیلم سینمایی بعدی آقای حاتمی کیا بنام ارتفاع پست منجر شد .

فرق کار سینما و تلویزیون را چطور دیدید؟

کار نگاتیو با کار دیجیتال با هم فرق می کند در کار نگاتیو یک سلوکی هست که در کار دیجیتال وجود ندارد.در کار تلویزیونی مونیتور هست بار ها کارگردان می تواند برداشت داشته باشد و کار را اصلاح کنـد اما در کار سینما و نگاتیو این حس را به شما می دهد که همه را باور کنی وقتی همه شرایط آماده می شود و شخصی می گوید “صدا و دوربین ، حرکت ” شما باور می کنی که کار شروع شده است .

بعد از ارتفاع پست فعالیت سینمایی خود را چگونه ادامه دادید ؟

بعد از کار تصویری خاک سرخ و فیلم سینمایی ارتفاع پست حدود ۵ سال کار تصویری نکردم و دوباره برگشتم به تاتر شهر چون لازم بود آن را انجام دهم و از سال ۸۲ تا الان دیگر کار تئاتر نمی کنم البته نمایشنامه نوشته ام اما خودم آنرا کار نکردم الان در حال حاضر سه فیلم در نوبت اکران دارم “نیلوفر” ، ” بهشت ، دوزخ ، برزخ ” و “کیمیا و خاک” که انشالله به نمایش در خواهد آمد.

چه شد که به کار تلویزیونی بی گناهان دعوت شدید ؟

همه چیز بر می گردد به سریال اولین شب آرامش .

در ابتدا قراربود من در این سریال نقش یک سرگرد را بازی کنم اما بعد از مطالعه فیلمنامه به شخصیتی بنام پیمان سهرابی برخوردم که این آقای پیمان شخصیتی بود که در مسیر عشقش مجبور بود حدود هفت یا هشت نفر را از جلوی پای خود بردارد و حتی برای رسیدن به آن مرتکب قتل شود و شخصیت خیلی پیچیده ای داشت،

قرار داد این شخصیت با کس دیگری بسته شده بود روزی در زمان روخوانی متن شخصی که نقش پیمان را قرار بود بازی کند در جلسه حضور نداشت و به من گفتند:
سکانس مربوط به او را شما بخوان ، بعد از خواندن آن سکانس بعد از بیست یا بیست و پنج روز کارگردان و تهیه کننده نظرشان برگشت و این نقش را بمن پیشنهاد دادند و من هم پذیرفتم .

هم نسلان من برای دوست داشتن یک بازیگر یک گزینه بیشتر نداشتند: مرحوم خسرو شکیبایی. من معتقدم ایشان به تنهایی سه دهه بازیگر جوان به سینمای ایران معرفی کرده است. کاری که دانشگاه‌های ما نتوانسته‌اند انجام دهند. خیلی‌ها یا آنقدر به «شکیبایی شدن» علاقه مند شدند و یا آنقدر او را دوست داشتند که تلاش می‌کردند بازیگر شوند. بازیگران بزرگ زیادی بودند اما نسل ما تحت تاثیر «هامون» و خسرو شکیبایی بود.

اولین حضور من جلوی دوربین در سینما به فیلم «ضیافت» آقای مسعود کیمیایی برمی‌گردد. در نقش یک سیاهی لشگر بودم بین 70-80 نفر که گفتند باید بریزیم کافه را خراب کنیم و ما هم انجام دادیم. البته اول قرار نبود هنرور باشم، سامان مقدم آن زمان دستیار آقای کیمیایی بود و قرار بود برای یک نقش جدی با من تماس بگیرند و ظاهرا تماس گرفته بودند اما خانواده من چون دوست نداشتند من این کار را انجام دهم به من نگفتند

اولین حضورم با نقشی که دیالوگ داشته باشد و دیده شود فکر می کنم به «دفتری از آسمان» اولین تجربه کارگردانی پرویز شیخ طادی بر می‌گردد.

هرگز به کسی زنگ نزده‌ام بگویم:«چه می‌نویسی و ما کجاشیم؟» ولی من و شما شنیدیم که هستند کسانی که زنگ بزنند. به مهمانی بریا دیدن دوستانم می‌روم اما ضیافتی نبوده که بخواهم بروم یا راه بیندازم که برایش نقش بگیرم چون آن نقشی که در مهمانی بازیگرش مشخص می‌شود نقشی که من بخواهم نیست.

جایی بحث بود و از من پرسیدند این درست است که بازیگران در مهمانی‌ها نقش می‌گیرند؟ گفتم نمی دانم. ولی الزاما این نیست، اگر این گونه بود که دی‌کاپریو نباید از در خانه آقای اسکورسیزی تکان خورده باشد. به نظرم الان توانایی یک بازیگر حرف اول را می‌زند.

مقطعی که من از تئاتر وارد سینما شدم، دقیقا زمان برو بیای بازیگران با صورت‌های جذاب و خوشگل بود. آن زمان جلوی یک جریانی ایستادم که مثلا نروم دماغم را عمل کنم. یک دفتر سینمایی در آن دوران از من دعوت کرد. آنجا که رفتم یک آقایی نشسته بود و دستیارشان و احتمالا مدیر تولید و در کل سه چهار نفری نشسته بودند.

تا من وارد دفتر شدم کارگردان پوزخندی زد و به دستیارش گفت:«اینه؟» گفتند: «بله…بازیگر خوبیه…تو تئاترم کار می‌کنه» کارگردان برگشت گفت: «عمو جان اسمت چیه؟» گفتم:«امیر آقایی» گفت:«آقا فروش نداره که…» بعد چند مثال آورد و من همین‌جور به آن موقعیتی که پیش آمده بود نگاه می‌کردم و با خودم می گفتم:«من اینجا چه کار می‌کنم؟»

نه تنها در ایران، در همه جای دنیا ستاره ضرورت گرداندن بخش مالی سینماست. آقای گلزار برای چرخه اقتصادی سینما یک ضرورت است و من بسیار او را دوست دارم. اگر بازی‌اش سلیقه من نیست، مشکل من است. همین‌طور بهرام رادان عزیز و خیلی های دیگر.

سعادت آباد تجربه بسیار سختی برای من بود. شش نفر آدم از شب تا صبح داخل یک خانه بودند که جز من فکر می‌کنم در بین پنج نفر دیگر فقط خانم مهنار افشار سیمرغ نداشت که اتفاقا برای بازی در این فیلم سیمرغ هم گرفت. این پنج نفر در فیلم نامه با هم دوست بودند و فقط یک تافته جدا بافته وجود داشت به نام «علی» که من بودم. همان روزهای اول سر یک اتفاقی من ناهارم را از بقیه جدا کردم تا واقعا تافته جدا بافته باشم، کار به جایی رسید که یکی از آن پنج بازیگر به من گفت امیر آقایی من هرگز با تو فیلم بازی نخواهم کرد.

«بدون تاریخ بدون امضا» دومین وحید جلیلوند کار بسیار سختی بود، فکر می کنم از 90 جلسه فیلمبرداری کلا 4 جلسه داخل شهر و باقی بیرون شهر فیلمبرداری می شد. البته به نظرم این سختی کار نبود چرا که قبلا در این زمینه فیلم بسیار سخت‌تر «مرگ کسب و کار من است» را تماما در یک منطقه برفی بازی کردم.

در فیلم جلیلوند پیچیدگی شخصیت کارم را بسیار سخت کرد. آنقدر سخت بود که تا همین امروز هر قراردادی که پس از این فیلم داشتم را فسخ کردم و هنوز از خانه بیرون نمی‌آیم. سه قرارداد فسخ کردم و تا زمانی که دوباره به آرامش نرسم کار جدیدی بازی نخواهم کرد.

تا امروز به خاطر پول فیلمی را بازی نکردم چون به نظرم به بی حرمتی به کاری است که انجام می‌دهم. اگر قرار بود برای پول فیلم بازی کنم کم پیشنهاد نداشتم.

به نظرم در ایران آخرین چیزی که یک بازیگر به آن فکر می‌کند نقشی است که قرار است بازی کند. خارج از ایران بازیگران در آرامش به نقشی که قرار است بازی کنند فکر می‌کنند، برایش تمرین می‌کنند، ورزش می‌کنند، به خودشان می‌رسند و بعد منجر می‌شود به خلق نقشی مثل دی کاپریو در «از گور برگشته». اما در ایران بازیگر اول می‌پرسد پول حقوق من از کجا آمده، نکند از جایی آمده باشد که فردا مجبور شویم جواب پس بدهیم،

کارگردان کیه، فیلم‌های قبلی‌اش چیه، مبادا قبلا فیلمی ساخته باشد که مردم دوست نداشته‌اند. بازیگران مقابل من چه کسانی هستند، آن ها در کارنامه کاری شان چه فیلم هایی بازی کرده‌اند، دیالوگ‌هایی که می‌خواهم بگویم به کسی برنخورد، علیه صنفی نباشد، با قومیت‌ها مشکلی ایجاد نشود و… یعنی آخرین چیزی که یک بازیگر به آن قکر می‌کند نقشی است که قرار است ایفا کند. فیلم‌نامه‌ای بوده که بسیار دوستش داشتم اما سرمایه گذار کسی بوده که در گذشته سابقه خوبی نداشته و من آن را رد کردم. با این غربال‌ها مثلا اگر سالانه 40 فیلم‌نامه به من پیشنهاد شود 30 فیلم‌نامه آن را همان اول کنار می‌گذارم.

در «پایان نامه» سناریو را از قبل خوانده بودم، حتی چند روزی هم جلوی دوربین رفتم. همین الان هم اگر آن سناریویی که دست من است را بخواهند بسازند حاضرم در آن بازی کنم. دلیل کناره‌گیری من این بود که سناریو عوض شد، هر جفت فیلم نامه‌ها را هم دارم. روز اول یا دوم فیلم برداری بود که فهمیدم چند سکانس کاملا عوض شده است. من به این موضوع اعتراض کردم، خیلی بد با من حرف زدند من هم گفتم خیلی خب پس تا ته‌اش برویم. بعد از آن دو سال ممنوع الکار شدم.

تا پیش از همکاری با نوید محمدزاده در فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» هیچ فیلمی از او ندیده بودم. وقتی همبازی شدیم خیلی اوقات دور می ایستادم ببینم این بازیگری که تازه آمده چه کار می‌کند. خب این وسط رفاقتی هم بین ما شکل گرفت. تا اینکه «ابد و یک روز» را دیدم. وسط فیلم به او زنگ زدم و گفتم:«خدا لعنتت کنه! چی کار داری می‌کنی؟ بقیه فیلم هات رو هم این‌جوری بازی کردی؟» بازی‌اش نفسگیر بود. سر صحنه فیلم جلیلوند مدام از این می‌ترسیدم او تکراری از نقش‌های گذشته‌اش باشد اما وقتی «ابد و یک روز» را دیدم کلا فهمیدم یک چیز دیگری بازی کرده، بسیار بازیگر هوشمندی است.

در مورد حامد بهداد جمله ای دارم که به خودش هم گفتم:«حامد بهداد اصلی پشت این حامد بهداد قایم شده»، این حامد بهداد فعلی باید کنار برود. بهداد بسیار آرتیست خوبی است. صدا بسیار خوبی دارد، نوازنده بسیار خوبی است ولی پشت یک چیزی که خودش ساخته پنهان شده، سینمای ایران در یک مقطعی یاغی کم داشت و حامد آمد و آن یاغی شد. می دانست که این یاغی را کم داریم پس آمد و شد. ولی حامد اصلی به اعتقاد من یک آدم آرام و پر از سکوت است و این بهدادی که در همه فیلم ها تکرار شده نیست.

نمی خواهم شعار دهم ولی از ماجرای سیمرغ عبور کرده ام. سیمرغ تا یک مقطعی برایم مهم بود. همان مقطعی که هر سال من یک، دو و سه فیلم در بخش مسابقه داشتم، همان مقطعی که آقای جیرانی شما در جشنواره‌ای داور بودید و به شما گفته بودند که این آدم نه! همان سالی که هم «سعادت آباد» را داشتم و هم «مرگ کسب و کار من است». یک روز سنگ‌هایم را با خودم واکندم و از سیمرغ گذشتم. بحث نمی‌خواهم و این‌ها نیست، هر کسی تشویق دوست دارد فقط دیگر این دغدغه را ندارم که اگر سیمرغ داشته باشم چه اتفاقی برایم می‌افتد و حالا که ندارم چه اتفاقی افتاده است.

آقای جیرانی من با خود شما دو تا قرارداد داشتم که هیچ وقت جرات نکردید کار کنید. 15 روز پیش از فیلمبرداری یکی از سریال هایتان که با من قرارداد بسته بودید بازیگر دیگری را جایگزین کردید، فقط به خاطر اینکه به شما گفته بودند با این بازیگر کار نکنید (جیرانی طفره می‌رود)…مگر به دفتر شما نیامدم و گفتید که این نقش را من برای تو نوشتم پس چطور آن را به کس دیگری دادید؟

من نه معاندم، نه براندازم، نه منتقدم، من اصلا تهران زندگی نمی‌کنم، برای زندگی کردن شهرستان را انتخاب کرده‌‌ام که آرام باشم.

مدیر دولتی در کشور یک وظیفه بیشتر ندارد، حقوق بگیرد که به هنرمند خدمت کند چون هنرمند است که جریان ساز است. دو سال به دو سال یا چهار سال به چهار سال آدم پشت میزهای مدیریتی عوض می‌شود. به همین دلیل می‌گویم آن کسی که باعث شد من و شما آن تجربه را با هم نداشته باشیم باید پاسخگو باشد. یک سلیقه جریانی را تغییر داد.

تصاویر امیر آقایی

فیلم‌ها

۱۳۹۶لینارامین رسولی
۱۳۹۶فصل نرگسنگار آذربایجانی
۱۳۹۵بدون تاریخ بدون امضاوحید جلیل‌وند
۱۳۹۴بادیگاردابراهیم حاتمی‌کیا
۱۳۹۴پری دریاییامیرمسعود آقابایی
۱۳۹۳شیفت شبنیکی کریمی
۱۳۹۳چهارشنبه ۱۹ اردیبهشتوحید جلیل‌وند
۱۳۹۳۳۶۰ درجهسام قریبیان
۱۳۹۳کوچه بی‌نامهاتف علیمردانی
۱۳۹۲هیس! دخترها فریاد نمی‌زنندپوران درخشنده
۱۳۹۰زندگی خصوصیمحمد حسین فرح‌بخش
۱۳۸۹سعادت آبادمازیار میری
۱۳۸۹مرگ کسب و کار من استامیر ثقفی
۱۳۸۹ما همه گناه‌کاریمحسن ناظر
۱۳۸۷دوزخ، برزخ، بهشتبیژن میرباقری
۱۳۸۷کیمیا و خاکعباس رافعی
۱۳۸۷نیلوفرسابین ژمایل
۱۳۸۶آخرین نقشرضا ضیایی‌دوستان
۱۳۸۶زن دومسیروس الوند
۱۳۸۵روز بر می‌آیدبیژن میرباقری
۱۳۸۴راه طی شدهعباس رافعی
۱۳۸۰ارتفاع پستابراهیم حاتمی‌کیا

سریال‌های تلویزیونی

۱۳۹۶نوار زردپوریا آذربایجانی
۱۳۹۵چرخ و فلکعلیرضا طالب‌زاده، عزیزالله حمیدنژاد و احسان عبدی‌پور
۱۳۹۳آسمان منمحمدرضا آهنج
۱۳۹۲یادآوریحجت قاسم‌زاده اصل
۱۳۹۲سرزمین کهنکمال تبریزی
۱۳۸۹ارمغان تاریکیجلیل سامان
۱۳۸۷بی‌گناهاناحمد امینی
۱۳۸۵اولین شب آرامشاحمد امینی
۱۳۸۲باغ بلوررامبد جوان
۱۳۸۱خاک سرخابراهیم حاتمی‌کیا

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

تصاویر امیر آقایی

امیر آقائی بازیگر ایرانی

امیر آقائی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی بازیگر ایرانی

 عکس های جدید از اینستاگرام امیر آقائی بازیگر ایرانی

آدرس اینستاگرام امیر آقایی : https://www.instagram.com/amir_aghaee


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(5 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  

۵ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
 
ir
محبوبه | ۴ ماه پیش
وای من عاشقتم.مخصوصا خوش تیپی این سالهای اخیر.دوست دارم.جذاب.
۰
۰
 
 
ir
محمدآرمین | ۳ سال پیش
خسته نباشید بابت زحماتی که میکشین مممممرسی از همگی
۰
۰
 
 
ir
آیسل | ۳ سال پیش
سپاس فراوان بابت گذاشتن عکس های آقای آقائی///خیلی خوش تیپ
۰
۰
 
 
ir
عسل خانم | ۳ سال پیش
باسلام...خسته نباشید...بازیگر خوب و سر سنگینیه خوشم میاد ازش براش آرزو ی موفقیت دارم
۰
۰
 
 
ir
ماهان | ۳ سال پیش
تشکر از مجله ی خوب دلگرم
مممنون
۰
۰
 
hits

آخرین مطالب دلگرم