مجله دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۱۶ آذر ۱۴۰۱ برابر با ۱۲ جمادى الأول ۱۴۴۴ قمری و ۰۷ دسامبر ۲۰۲۲ میلادی
اگر یکی از ورثه مدعی مالکیت کل ارث شود راهکار قضایی چیست؟
6
زمان مطالعه: 6 دقیقه
در این مطلب به چکیده ای از نکات حقوقی در باب تقسیم اموال پیش از مرگ خواهیم پرداخت.

از جمله سوالات پرتکرار و درخواست هایی که مراجعین دفاتر وکلا مطرح می کنند آن است که پدر خانواده کل اموال خویش را پیش از فوت به نام یکی از وابستگان کرده و یا اینکه پدر یا مادر(یا هردو) در راستای پیشگیری از دعاوی احتمالی فرزندان علیه یکدیگر بابت سهم الارث و... تکلیف اموال خودشان را پیش از فوت مشخص کنند.

چنانچه پدر یا مادر خانواده پیش از فوت،در سلامت جسمی-روحی اموالش را به دیگری منتقل کرده باشد،این اقدام قانونی و غیر قابل ایراد است مگر اینکه،ورثه مدعی شوند،پدر یا مادرشان(مورث)در زمان انتقال اموال تعادل روحی نداشته و فاقد قوه ی تشخیص(عقل معاش)بوده است.به چنین ادعایی در عالم حقوق ادعای حجر می گویند.

چالش بعدی زمانی است که پدر خانواده می گوید:قصد دارم تا زنده هستم اختیار مال و اموالم را داشته باشم اما کاری کنم که پس از فوت، بچه هایم بابت ارث و میراث باهم درگیر نشوند و یا اینکه بچه هایم مزاحم مادرشان نشوند

راهکار موثر و کم هزینه : طراحی قراردادی در قالب عقد صلح مشروط است به این مضمون که اموال پدر در قالب عقد صلح به نسبتی که خودش در نظر دارد به اشخاص(ورثه و حتی غیر از ورثه و هر کسی که پدر صلاح بداند) صلح می شود اما تحقق و اِعمال مفاد این قرارداد مشروط به حصول شرطی می شود مثلا مرگ صلح کننده ( مصالح )به چنین عقدی در حقوق، صلح عمری نیز می گویند.


منظور از عقد صلح که در قانون مدنی از ماده 752تا770تعریف شده :حقوقدانان عقد صلح را به ظرفی شبیه می کنند که قابلیت گنجایش تمام عقود را دارد بدون آنکه لازم باشد شرایط و ضوابط خاص آن عقود درآن رعایت شود.اشاره به مختصات عقد صلح امری است تخصصی که لازم است توسط وکلای دادگستری تنظیم شود.در همین راستا چند نکته به طور اختصار بیان می شود
1-هر شخصی حق دارد در زمان حیاتش نسبت به اموال خویش تصمیم گیری کند لذا چنانچه مستند به مدرک و سند محکمه پسند پدر خانواده کل اموال را به دیگری منتقل کرده باشد این انتقال صحیح و مورد قبول است.
2-اشخاص در قالب وصیت می توانند نسبت به یک سوم اموال خویش برای پس از فوت تصمیم گیری کنند به عبارتی وصیت نسبت به یک سوم ماترک(اموال متوفی)معتبر است و نسبت به مازاد اعتبار این وصیت منوط به تایید و رضایت ورثه است لذا چنانچه تنها ماترک متوفی سه میلیارد وجه نقد باشد و وی در قالب وصیت کل این مبلغ را به دیگری(ممکن است این شخص از ورثه متوفی باشد یا فردی خارج از ورثه) تملیک کرده باشد،وصیت متوفی تا یک میلیارد اعتبار دارد و نسبت به دو میلیارد باقیمانده اگر ورثه راضی نباشند ،شخصی که وصیت به نفع وی بوده در این دومیلیارد سهمی ندارد.
نکته ی مهم اینکه چنانچه شخصی که وصیت به نفع او شده جزء ورثه باشد ،علاوه بر یک سوم موضوع وصیت،از سهم الارث نیز منتفع می شود.
3-ادعای محجور بودن ،منوط و مشروط به زنده بودن شخص نیست لذا ممکن است پس از فوتِ شخص، اسناد و مدارکی یافت شود که موید احراز حجر و زوال عقل معاش متوفی باشد.از تاریخ احراز حجر که بنا تشریفات اصلی و قابل توجهی مانند سوابق پزشکی شخص مورد نظر ،معاینات مکرر در پزشکی قانونی و...دارد،کلیه معاملات محجور باطل و بلا اثر است

حتماً بخوانید:
پیرمرد قصد داشت بچه هاش را از ارث محروم کنه اما...

پیرمرد قصد داشت بچه هاش را از ارث محروم کنه اما...

آیا ممکن است پدر یا مادری فرزندان را از ارث محروم کند؟راهکاری وجود دارد که در زمان زنده بودن سندی تنظیم شود تا پس از مرگ ،وراث بابت ارث اختلاف پیدا…

4-بنا به قانون هر شخصی که از سلامت عقلی و جسمی برخوردار است می تواند نسبت به اموال و حقوق مالی خویش هر تصمیمی بگیرد.در قانون مدنی ایران عبارتی داریم تحت عنوان اهلیت که به شایستگی و توانایی تعبیر شده در دو قالب بروز دارد:
اهلیت تمتع:یعنی توانایی و شایستگی اشخاص برای تمتع و بهره مندی از حقوق و امتیازات که به محض تولد این حق ایجاد می شود(جنین به محض تولد از حق تمتع برخوردار می شود) اما برای تصرف و اجرای حقوق مالی نیاز به شایستگی و توانایی دیگری است تحت عنوان ؛اهلیت تصرف یا استیفاء به این مضمون که اشخاص بلا استثناء از طفل یک روزه تا پیرمرد صدساله دارای حقوق وامتیازاتی هستند(اهلیت تمتع) اما برای اینکه شخص بتواند در حقوق مالی وحتی در برخی مواقع امور غیرمالی اش تصرف کند باید واجد اهلیت تصرف باشد که شرط و مقدمه ی اصلی آن رشید بودن شخص است به معنای داشتن عقل معاش و توانایی تفکیک سود و ضرر،حُسن و قبح(قوه تمیز=مقدمه ی رشید بودن است)حال چنانچه شخصی دارای اهلیت تصرف باشد حق دارد نسبت به اموالش در زمان حیات و زنده بودن هرنوع تصرفی که متعارف و عاقلانه است انجام دهد لذا اگر پدر خانواده در کمال صحت و سلامت عقلی کل اموالش را به خیریه تملیک کند یا پدر خانواده کل اموال را به یکی از فرزندان منتقل کند این انتقال درست و قابل احترام است.اگرچه ممکن است برخی اشخاص این رفتار پدر را عادلانه ندانند اما آنچه که تحت عنوان قاعده تسلیط(الناس مسلطون علی اموالهم)در قانون و شرع تعریف شده این حق را به اشخاص می دهد که در اموالشان هر نوع تصرفی کنند.تنها نکته ی مهم آنجاست که این انتقال می بایست به سبب قانونی و در زمان حیات و زنده بودن انتقال دهنده صورت گیرد با دو مثال تفاوت این دو حالت را بیان می کنم:
1-آقای الف در زمان حیاتش در یک کاغذ عادی می نویسد کل اموال بنده اعم از فلان زمین و حساب بانکی و...را واگذار کردم به فرزند ارشدم ،و این نوشته توسط پدر و فرزند ارشد امضاء می شود=این انتقال صحیح و قابل قبول قانون است
2-آقای الف در زمان حیاتش در یک کاغذ عادی می نویسد کل اموال بنده اعم از فلان زمین و حساب بانکی و..را برای بعد از مرگم واگذار کردم به فرزند ارشدم،و این نوشته توسط پدر وفرزند ارشد امضاء می شود=این انتقال چون مشروط به پس از مرگ پدر است در قالب وصیت تلقی و طبق قانون تا یک سوم بیشتر اعتبار ندارد لذا فرزند ارشد طبق این سند مالک یک سوم اموال پدر است بعلاوه حق السهمی که مانند سایر ورثه از پدر ارث می برد البته چنانچه سایر ورثه انتقال کل اموال را به فرزند ارشد تایید کنند انتقال کل اموال بلااشکال است.



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.5 از 5 (6 رای)  
قرآن آنلاین
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است