دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۱ برابر با ۱۶ شوّال ۱۴۴۳ قمری و ۱۸ مه ۲۰۲۲ میلادی
ضرب المثل از این ستون به آن ستون فرج است یعنی چه ؟
10
زمان مطالعه: 4 دقیقه
امروز به نقل حکایت کوتاهی از ضرب‌المثل «از این ستون به آن ستون فرج است» می‌پردازیم تا بدانیم ریشه این ضرب المثل از کجا آمده است. با ما در دلگرم همراه شوید .

داستان ضرب المثل از این ستون به آن ستون فرج است چیست ؟

ضرب‌المثل یا زبانزد گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است.

بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ بااین‌حال، در سخن به‌کار می‌رود.

شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب‌المثل» به معنای مَثَل زدن (به فارسی: داستان زدن) است.

ضرب المثل از این ستون به آن ستون فرج است به چه معناست ؟

این ضرب المثل را هنگامی به کار می برند که فردی ناامید است و او را دلداری می دهند که در اندک فرصتی راه چاره پیدا می شود . ( فرج به معنای گشایش در کار و رفع مشکل )‌

بطور خلاصه می توان گفت ضرب المثل از این ستون به آن ستون فرج است بدین معناست:

  1. یعنی گاهی با تغییر موضع و موقعیت قبلی خود در زندگی، می توان به موفقیت دست یافت.
  2. زمانی به کار می رود که انسان در سخت ترین شرایط قرار گرفته باشد و این ضرب المثل گویای امیدواری در اوج ناامیدی است.
  3. ساکن و بی تحرک ماندن کاری را پیش نمی برد. تحرک مفید، رمز موفقیت است.

معنی ضرب المثل از این ستون به اون ستون فرجه

ریشه تاریخی و داستان ضرب المثل از این ستون به آن ستون فرج است

مرد جوانی به شهر دوری مسافرت کرد. اتفاقا همان شب فردی به قتل میرسد. نگهبانان مرد غریب را نزدیک محل قتل دستگیر می کنند و او را نزد قاضی می برند و چون مرد ناشناس نتوانست بی گناهی خود را ثابت کند،‌ قاضی ناعادلانه دستور اعدام را صادر کرد.

فردا مرد مسافر را به یک ستون بستند تا اعدام کنند . مرد هرچه گفت که بی گناه است و بعدا از این کار پشیمان خواهند شد ، جلاد گفت من باید دستور را اجرا کنم. جلاد به او گفت که آخرین خواسته اش چیست.

مرد که دید مرگ نزدیک است گفت : مرا به آن یکی ستون ببندید و اعدام کنید. جلاد فکرکرد که مرد قصد فرار دارد و این یک بهانه است و به او گفت این چه خواهش مسخره ای است!

مرد گفت : رسم این است که آخرین خواهش یک محکوم به اعدام اگر ضرری برای کسی نداشته باشد اجرا شود. جلاد با احتیاط دست او را باز کرد و به ستون بعدی بست.

در همین هنگام حاکم و سوارانش از آنجا گذشتند و دیدند عده ای از مردم دور میدان جمع شدند ، علت را پرسیدند گفتند مردی را به دار می زنند . حاکم پرسید : چه کسی را ؟ جلاد جلو آمد و حکم قاضی را نشان داد.

حاکم گفت : مگر دستور جدید قاضی به شما نرسیده است ؟‌ جلاد گفت: آخرین دستور همین است. حاکم گفت : این مرد بی گناه است ، او را آزاد کنید . قاتل اصلی دیشب به کاخ من آمد و گفت وقتی خبر اعدام این مرد را شنیده ،‌ ناراحت شده که خون این مرد هم به گردن او بیافتد و بااینکه میترسیده خودش را معرفی کرد. من هم او را نزد قاضی فرستادم و سفارش کردم که مجازاتش را تخفیف دهد.

مرد مسافر را آزاد کردند و او گفت : اگر مرا از آن ستون به این ستون نمی بستید تا حالا ‌مرا اعدام کرده بودید. اگر خدا بخواهد از این ستون به آن ستون فرج است.

separator line

ضرب المثل هر را از بر تشخیص نمی دهد یعنی چه ؟

ریشه ضرب المثل هالو گیر آوردن به کجا برمی گردد ؟

ضرب المثل رفت داخل باقالی ها از کجا آمده است ؟



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.7 از 5 (10 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی