دلگرم
امروز: شنبه, ۰۲ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۲۷ صفر ۱۴۴۴ قمری و ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی
چطور می تونم با ادعای تنفر و کراهت از شوهرم ادعای طلاق کنم؟
4
زمان مطالعه: 7 دقیقه
در قانون مدنی و فقه امامیه،مسئله ی کراهت از زوج و ادامه ی زندگی با وی به عنوان یکی از دلایل طلاق از سوی زوجه در قالب عسر وحرج زوجه مطرح شده است،

منظور ازطلاق عسر و حرجی چیست؟

در ماده1146و1147قانون مدنی مبحثی تحت عنوان طلاق خلع و مبارات مطرح شده که بعضا سبب این تصور اشتباه نزد برخی بانوان می شود که به صرف بذل مهریه ی خویش می توانند از همسرشان متارکه کنند.
افسانه پس از پنج سال زندگی مشترک با مازیار به این اطمینان رسیده بود که حتی وجود دختر سه ساله اش نمی تواند وی را مجاب به تحمل شرایط کند. لذا آنچنان با قاطعیت راجع به طلاق و متارکه از مازیار حرف می زد که گویی حکم محکمه صادر شده و معطل جاری شدن صیغه طلاق است.

به قصد مشاوره و ارائه راهکار وقت مشاوره گرفته بود اما گوشش بدهکار حرف های من نبود و مرغش یک پا داشت.هرچه راجع به تشریفات سخت و طولانی درخواست طلاق از سمت زوجه وجود داشت برایش نقل کرد بلکه در تصمیمش تجدید نظر کند اما افاقه نکرد.

نزدیک به یکساعت طول کشید تا اصل مطلب که همانا دلیل واقعی اصرارهای افسانه و اعتماد به نفس وی در اخذ حکم طلاق آن هم خیلی راحت و سریع بود کشف کنم!

افسانه پس از خرید کتاب قانون مدنی، فصل دوم در باب انحلال نکاح را مرور کرده،با دیدن عباراتی مانند :طلاق خلع و مبارات مذکور در ماده 1146و1147قانون مدنی تصور کرده بود زن می تواند به صرف بذل مهریه و اعلام کراهت از شوهرش،موفق به گرفتن حکم طلاق شود*شرح و تفصیل موازین فقهی-قانونی صدور صیغه ی طلاق خلع و مبارات در یک جلسه ی مشاوره مقدور نبود اما اگردر همین جلسه،مسیر صحیح پرونده را برای افسانه تصویر سازی نکنم وی ناخودآگاه درگیر پرونده های متعددی می شود که جز هدر رفت هزینه،وقت و انرژی اش هیچ عایدی ازطرح پرونده ها نخواهد داشت.

لذا پس از قرائت دو ماده قانونی مورد نظر افسانه گفتم:
در مقررات نکات ظریفی وجود دارد که مانع بزرگی در صدور حکم طلاق به درخواست زوجه تلقی می شود.

مواردی مانند:دلیل ایجاد کراهت،مصادیق کراهت،زمان ایجاد کراهت،احراز عدم امکان رفع کراهت و ده ها چرا و به چه علت دیگر که مقدمه ی طرح چنین خواسته ایست،سپس نوبت به بذل مهریه یا حتی دادن مالی به زوج علاوه بر بذل مهریه است.

افسانه: با وجود چنین مشکلاتی چه دلیلی داشته که قانون طوری نوشته شود که زن فکر کند خیلی راحت با ادعای کراهت از شوهرش و بذل مهریه می تونه خودش را مطلقه کند،یکباره بگید زن ها باید بسوزند و بسازند...

دقیقا نکته همین است که اگر زنی بتواند ثابت کند که ادامه ی زندگی با شوهرش،مصداق این مثل است،سبب طرح ادعای عسر و حرج است که شرایط آن در ماده1119و1129و1130قانون مدنی ذکر شده:مواردی مانند ندادن نفقه البته به شرط محکومیت شوهر به پرداخت نفقه و گذشتن شش ماه از صدور اجراییه حکم نفقه و عدم اجرای حکم توسط شوهر یا اعتیاد شوهر...همین که کلمه ی اعتیاد از دهانم خارج شد افسانه کلامم را قطع کرد و گفت:خوب همینه،اصل مشکل من همین اعتیاد مازیار است.از روزی که نشست پای بساط تریاک ورفیق بازی،کلا آدم دیگه ای شد انگار آن مازیار را بردند و آدم دیگه ای آمد.

آقای وکیل اینکه اول صحبت هام مسئله کراهت را مطرح کردم سرمنشا و ریشه ی ایجاد این حس همین موضوع معتاد بودن مازیار است.

البته قانونگذار برای همین مسئله هم شرط و قیدی گذاشته:اعتیاد شوهر زمانی به عنوان دلیل عسر و حرج زن قابل طرح است که مانع انجام وظایف قانونی زوج بوده،به اساس زندگی خلل وارد آورد(بند2تبصره ماده1130)یعنی چنانچه علی رغم اعتیاد،شوهر به وظایف خودش به نحو مطلوب عمل می کند اعتیاد وی تاثیری در زندگی زناشویی و تربیت بچه ها و...ندارد نمی توان به عنوان دلیل وقوع عسر و حرج به آن استناد کرد.

پس از یکساعت که غالب اتفاقات و احتمالات طرح پرونده ی طلاق از سوی افسانه را تشریح کردم،قبول وکالت وی را مشروط به دو شرط کردم:مهم تر از مشورت با خانواده و گرفتن موافقت ایشان در طرح دادخواست طلاق،مشخص کردن وضعیت آینازبود.بدون تعارف و خیلی رک و پوست کنده به افسانه گفتم:طراحی دعوی طلاق نهایتا ظرف دو سه روز ممکن است اما در نظر گرفتن آینده ی فرزند مشترکتان از هر موضوعی مهم تر است.هرچند ممکن است بگویید،شما چه کار به این مسائل دارید و حق الوکاله ات و بگیر و کارهای طلاق من و شروع کن،که در چنین فرضی بنده یک پاسخ دارم:شما هم می تونید وکیل دیگری اختیار کنید و من با چنین تفکری قادر به پذیرش وکالت شما نیستم.

افسانه موقع خروج از دفتر قول داد حتما راجع به هر دو شرط اعلامی فکر می کند و در ملاقات بعدی راجع به چگونگی انجام و اجرای آن صحبت می کند.

شرط حضور خانواده در پرونده ی طلاق ،خاصه زمانی که زوجه متقاضی طلاق است از جهات متعددی موثر و مفید فایده است که مهمترین بخش قضیه تاثیر تجربه ی بزرگترها در یک تصمیم مهم است.با چنین باور و تجربه ای است که حضور بزرگترها را شرط پذیرش وکالت افسانه قرار دادم.پرونده طلاق به خودی خود حواشی فراوانی دارد چه رسد به زمانی که طرفین پرونده فرزند دارند،آنهم کودکی خردسال.بدون اغراق اقرار می کنم در این دو دهه فعالیت حرفه ای کمتر از انگشتان یک دست چنین پرونده ای را وکالت کرده ام و در همان اندک پرونده هایی را هم که قبول کرده ام از همان ابتدای تحریر دادخواست دست و دلم برای آینده ی آن کودک معصوم لرزیده و بارها و به کرات میانه ی راه،فکر استعفا و انصراف از ادامه ی کار در ذهنم مرور شده.

پیش از طرح دعوی طلاق، به موازات دادخواست مطالبه نفقه علیه مازیار،از طریق ارسال اظهارنامه وی را دعوت به سازش و توافق در انجام تشریفات متارکه کردم.تا ابلاغ نظریه کارشناس*نفقه و صدور حکم محکومیت مازیار به پرداخت نفقه،مستندات لازم در اثبات اعتیاد مازیار وبیکار شدن وی ناشی از معتاد بودنش جمع آوری، در دومین اظهارنامه ی ارسالی به مازیاراشاره ای اجمالی*به همین مستندات کرده، موضوع بذل مهریه در عوض طلاق و حضانت آیناز را نیز مطرح کردم.

اینکه دو طرف پرونده دارای وکیل باشند از جهات مختلف در روند پرونده موثر خواهد بود که این اتفاق تاثیرگذار در زمان اعتراض مازیار به حکم محکومیت وی به نفقه رخ داد.اعلام وکالت یک تن از همکاران در پرونده باب گفتگو را فراهم کرد.همکار محترم به غایت مبادی آداب بود و حسب سن و تجربه لطف کردند پیش از هر اقدامی طی تماس تلفنی بنده را مورد تفقد خویش قرار دادند،در پاسخ ایشان را به دفتر دعوت کردم تا ضمن تکریم اخلاق حرفه ای ایشان مقدمات توافق و مصالحه در بحث طلاق و حضانت آینازرا فراهم کنم.

پس از حال و احوال معمول راجع به شرایط طلاق توافقی با وکیل مازیار وارد گفتگوشده،نکات مهم قضیه را در صورتجلسه ای جهت رویت موکلین قید کرده،مقرر شد پس از تایید ایشان،دادخواست طلاق توافقی تنظیم شود.

تعیین تکلیف حضانت آیناز،بذل مهریه و حقوق مالی افسانه در ازاء تفویض وکالت بلاعزل طلاق مهمترین نکاتی بود که باید راجع به آن توافق می شد که پس از چند جلسه مذاکره طرفین با پادرمیانی بزرگترها با شرایط اعلامی موافقت کرده، درخواست صدورگواهی عدم امکان سازش جهت جاری شدن صیغه طلاق صادرشد.

در همین اثنا افسانه اصرار به اخذ تعهد از مازیار راجع به اعطای حضانت بی قید و شرط آیناز و عدم دخالت در تربیت دخترشان را داشت که با طرح مسئله حق و تکلیف بودن حضانت فرزند و تفاوت حضانت با ولایت بی اثر بودن چنین تعهدی را برایش شرح دادم.

در یادداشت آتی روند چنین پرونده ای (طلاق به دلیل کراهت از سوهر) از ابتدا تا زمان صدور حکم همراه با آثار و تبعات آن نقل خواهم کرد.



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.5 از 5 (4 رای)  
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است