دلگرم
امروز: پنج شنبه, ۰۷ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۲ ربيع الأول ۱۴۴۴ قمری و ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی
فسخ نکاح به جهت ناتوانی مرد در برقراری رابطه ی زناشویی(عِنَن)
2
زمان مطالعه: 6 دقیقه
اقتباس بدون جرح و تعدیل حقوق خانواده از فقه سبب طرح این پرسش است که؛موقیعت اجتماعی و نیازهای زن امروز با کدامیک از اوصاف زنان حاضر در زمان وضع چنین قواعدی تطبیق دارد؟

خانم الف می گفت؛چندماه از ازدواج وی با همسرش نگذشته بود که عدم تمایل و توانایی شوهرش در رابطه زناشویی با وی سبب مراجعه به واحد مشاوره ی خانواده بهزیستی و پزشکان متخصص شده در نهایت مشخص می شود که مرد فاقد توانایی جنسی لازم است.بیان چنین نظری از سوی پزشکان زوج را به واکنش های نامتعارفی سوق می دهد.

خانم الف:شوهرم به جای کنار آمدن با این مشکل و پیدا کردن راهکار متعارف،برای اثبات اینکه دکترها اشتباه تشخیص داده اند به خود درمانی پرداخته، شروع کرد به دیدن برنامه های ماهواره ای و مصرف داروهایی که شبانه روزتبلیغ می کنند.مصرف داروها همراه با انواع و اقسام مواد مخدر و مشروبات الکلی مشکل جسمی-جنسی وی را درمان که نکرد،روح و روان شوهرم طوری به هم ریخت که شروع کرد به آزار جنسی ام.هرکسی هر راهکاری پیشنهاد داده بود روی من امتحان می کرد!!

گواهی پزشکان همراه با تصاویر ضمیمه شده،حکایت از آزارهای جنسی متعدد زن داشت ازسوزاندن اندام زن با آتش سیگار تا استفاده از داروها و پمادهایی که سبب بیماری زن شده بود.یک قِسم از انواع و اقسام آزارهای جنسی که خانم الف دیده بود کافی بود برای طرح دادخواست طلاق به جهت بروز و ظهور عسر و حرج زن اما مشکل شوهرِخانم الف به گونه ای بود که طرح ادعای فسخ نکاح به موجب ماده 1122 قانون مدنی به مراتب ساده تر از اثبات عسر و حرج زوجه به نظر می رسید.

بند2ماده مذکور عِنَن را به عنوان یکی از عیوب مردان برای فسخ نکاح تعریف کرده است.منظور از عِنَن؛عدم توانایی مرد در برقراری رابطه ی زناشویی است اما چالش اصلی دراستناد به این عیب آنجاست که قانون مدنی برقراری یک مرتبه رابطه ی زناشویی را زایل کننده این حق برای زن می داند و این شرط مشکل و مانع اصلی خانم الف در طرح دعوی فسخ نکاح بود!!چراکه شوهرخانم الف مدعی بود توانسته ، یک نوبت با وی رابطه زناشویی برقرار کند اما خانم الف منکر وقوع چنین رابطه ای بود و در اثبات این ادعا به مدارک پزشکی اشاره می کردکه گواهی کرده بودند ممکن است زایل شدن بکارت زوجه از طریق رابطه ی زناشویی متعارف نبوده بلکه ناشی از همان آزارهای جنسی است!
علیرغم مصائب و مشکلات خانم الف،منابع فقهی و مستندات قانونی طوری بود که نمی توانستم به طور قطع و یقین به وی اطمینان بدهم که مستند به این عیب می‌توانیم سراغ دادگاه رفته و حکم فسخ نکاح ایشان را دریافت کنیم چراکه برای اعمال این شرط،بنا به قواعد فقهی موانع سختی متصور بود با این همه می بایست راهی برای رهایی این زن از شرایط ظالمانه ای که در آن قرارداشت می یافتم .

اگرچه ظاهر ماده1122قانون مدنی راهکار ساده و قابل استنادی برای زن در طرح ادعای فسخ نکاح به تصویر کشیده اما بر فرض وجود تمام شرایط اثبات وجود چنین عیبی نزد زوج کار دشواری است لذا چاره ی کار را در طرح دادخواست طلاق دیدم.

ضمن شرح مشکلات و موانع احتمالی در طرح طلاق عسر و حرجی مستند به ماده 1130 قانون‌مدنی و تطبیق وضعیت زندگی ایشان با مصادیق عسر و حرج قول دادم تا دادخواست طلاق را طوری تنظیم کنم که احتمال موفقیت در پرونده بیشتر از طرح موضوع فسخ نکاح باشد*.

جلسه ی دادگاه؛پیش از شروع جلسه متوجه شدم شوهرخانم الف در جلسه حاضر نمی شود و لایحه ای ارسال کرده،لذا با اجازه ی قاضی شروع کردم به قرائت دادخواست،هنوز کلامم منعقد نشده بود که حاج آقا با غیظ و تحکمی آمیخته با فریاد گفت،:تند نرو آقا ،فکر کردی اینجا کجاست و تو کی هستی که می خوای با یک دادخواست و ادعای کذب تمام قواعد و احکام شرع انور را زیر سوال ببری!؟از نحوه ی برخورد حاج آقا متوجه شدم این دادرسی را نمی توان با مختصات دادرسی متعارف پیش برد لذا برخلاف قاعده و بدون اذن ایشان،به عوض اینکه پاسخی به وی بدهم اوراق پزشکی که موید آزارهای جنسی خانم الف بود را روی میز قاضی گذاشتم!که به یکباره خشمش دوچندان شد و اوراق تقدیمی بین زمین و آسمان رها شد و گفت :اینها به من ربطی ندارد شرع مقدس می‌گوید کافیست مرد در سال یکبار با زوجه رابطه داشته باشد که شوهر این زن در لایحه ای که ارسال کرده به نحو اکمل راجع به رابطه اش توضیح داده، همین یک نوبه رابطه برای یکسال زوجه کافی است مگر چه خبر است که هر شب و هرشب رابطه داشته باشند!!

واکنش رئیس دادگاه موید این بود که ایشان ادعای مطرح شده را نمی پذیرند.

از جمله مشکلات و موانع در احراز عسر وحرج زوجه،شناسایی و تطبیق مصادیق عسر و حرج در زندگی اشخاص است.چراکه تعریف و شناسایی شرایط سخت زندگی به سلیقه و نظر قاضی وابسته شده،همین امر سبب تعاریف متنوعی از قاعده ی عسر و حرج شده است.لذا علیرغم اینکه مدارک پزشکی خانم الف موید آزارهای مکرر وی در ارتباط با شوهرش بود اما قاضی دادگاه بدوی،با درخواست طلاق مخالف کرده،حکم به رد دادخواست تقدیمی صادر کردند.

پس از ابلاغ رای دادگاه بر رد ادعای خانم الف ، لایحه تجدینظر خواهی را با شرح مشکلات خانم الف و موضوعات ناشی ازعدم داشتن رابطه ی زناشویی مناسب بنا برنظریات ارائه شده در علم روانشناسی و...با تکیه بر تفاوت توقعات و شرایط زندگی زنان امروزبا مقطع زمانی انشاء قواعد مورد استناد قاضی دادگاه بدوی ارائه دادم،قضات جلسه دادگاه تجدیدنظر برخلاف دادرس دادگاه بدوی به تفاوت و تاثیر شرایط زمانی و مکانی انشاء قواعد فقهی باور داشتند که همین طرزتفکرسببی شد در نقض رای بدوی و صدور حکم بر طلاق خانم الف.

حکم صادره از دادگاه تجدید نظر بهترین دلیل بر تایید این ادعاست که شناسایی و احراز وقوع عسر و حرج امری است نسبی .در قانون مدنی یکی از عیوب مردانه که سبب طرح دعوی فسخ نکاح می شود را عنن می گویند=منظور از عنن ناتوانی آلت مردانه است در برقراری رابطه ی جنسی

در یادداشت آتی پیرامون عیوب موجب فسخ نکاح و تفاوت فسخ و طلاق مطالب مورد نیاز مطرح می شود.


این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (2 رای)  
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است