دلگرم
امروز: یکشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۳ برابر با ۱۱ ذو القعدة ۱۴۴۵ قمری و ۱۹ مه ۲۰۲۴ میلادی
قصه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش! + نتیجه اخلاقی داستان
4
زمان مطالعه: 4 دقیقه
خواندن و شنیدن داستان یکی از تفریحات و سرگرمی های مفید برای کودکان است که قدرت گفتاری و نوشتاری و همچنین تخیل و حافظۀ آنها را تقویت می کند.

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

روزی روزگاری، یک فیل کوچولو بود به اسم رونالد! من مطمئنم که همه‌ی شما این رو خوب میدونید که همه‌ی فیل‌ها از موش‌ها میترسن! و رونالد هم خیلی خیلی زیاد از موش‌ها میترسید.

the-elephant-who-cried-mouse-story-

و همونجوری که همتون میدونید، موش‌ها خیلی خیلی ناز هستن!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

بچه‌ها! شما اصلا میتونید تصور کنید که یک موش چجوری میتونه ترسناک باشه؟ من که اصلا نمیدونم! اونا کوچولوترین دندون‌ها رو توی کل دنیا دارن! بدن‌های نرم و پشمالو دارن و اندازشون قد یک انگشته!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

ولی رونالد نمیتونست جلوی ترسش رو بگیره! ما هم گاهی نمیدونیم چرا از بعضی چیزها میترسیم!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

شاید وقتی رونالد کوچولو بوده، یه موش کوچولو از پشت درخت پریده بیرون و رونالد رو از خواب پرونده! شاید اون پریده جلوی صورت رونالد و رونالد هم لابد فکر کرده که اون موشه خیلی بزرگه!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

شاید هم رونالد یک کابوس وحشتناک راجع به موش‌ها دیده! این چیزها همیشه پیش میان! مثلا وقتی ما قبل از خواب زیاد از حد شکلات بخوریم، خواب‌های بد میبینیم! شاید رونالد هم خیلی شکلات خورده بوده.

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

در واقع، شکلات خوردن توی تخت خواب، یکی از کارهای مورد علاقه‌ی رونالد بود!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

خب به هر حال، رونالد یک فیل پنج ساله بود که دیگه بزرگ شده بود ولی هنوز خیلی زیاد و وحشتناک از موش‌ها میترسید.

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

و به خاطر این که خودش خیلی خیلی از موش‌ها میترسید، حس میکرد که بقیه‌ی اعضای خانواده هم همینقدر از موش‌ها میترسن.

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

و برای این که فکر میکرد این کار خیلی بامزه است، دوست داشت الکی داد بزنه: موووووووووش! و خانواده‌اش رو میترسوند و میخندید!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

موووووووووووش! رونالد داد میزد و پشت مامانش قایم میشد و یک متر میپرید هوا! تموم درخت‌ها دور و بر از شدت پریدن رونالد، می‌افتادن روی زمین! شما نمیدونید که چه اوضاع به هم ریخته‌ای میشد!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

بعدش رونالد پشت درخت قایم میشد و شروع میکرد به خندیدن! مامان رونالد اصلا خوشحال نمیشد! مامان رونالد زیاد از موش‌ها نمیترسید ولی میدونیست که رونالد از اونا میترسه! و برای همین هر وقت رونالد داد میزد مووووووش، مادرش فکر میکرد که باید بهش کمک کنه و از دست موش‌ها نجاتش بده!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

رونالد پشت باباش قایم میشد و داد میزد: مووووووووووش! و باباش یک متر توی هوا میپرید و می‌افتاد توی رودخونه! و آب رودخونه کاملا میپاشید بیرون و هیچ آبی برای ماهی‌ها باقی نمیموند!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

رونالد هم پشت درخت قایم میشد و میخندید! باباش اصلا خوشحال نمیشد! بابا فیله زیاد از موش‌ها نمیترسید ولی از صداهای بلند خیلی بدش میومد! و هر دفعه که رونالد داد میزد: مووووووووش، قلب بابا فیله میومد تا دهنش تا وقتی که میفهمید این فقط صدای رونالد بوده که الکی داد زده: مووووووش!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

رونالد چند ماهی این کار رو هر روز انجام میداد! اون داد میزد: مووووووش، و همرو میترسوند! ولی یک روز وقتی رونالد داد زد: موش، هیچکس هیچ کاری نکرد! هیچکس نترسید!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

خب، شاید اونا صدای رونالد رو نشنیده بودن! رونالد دوباره داد زد: مووووووووووووووش! ولی تموم اعضای خانواده اونو نادیده گرفتن و رفتن دنبال کار خودشون! اونا اونقدر به داد زدن رونالد عادت کردن بودن که دیگه براشون عادی شده بود! برای اونا، صدای جیغ رونالد، مثل صدای پرنده‌های جنگل عادی بود!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

و بعد رونالد چرخید و حدس بزنید که چی دید؟! یک موش ترسناک پشمالو!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

رونالد داد زد: آیییییییییی! و پرید بالای یک درخت! موش کوچولو ایستاده بود و بهش نگاه میکرد و سرش رو میخاروند! موش کوچولو گفت: چی شده؟ مگه تو خودت منو صدا نکردی؟

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

موش کوچولو خیلی مهربون بود و حسابی گیج شده بود! اون خیلی دوستانه و بامزه به نظر میرسید! رونالد حس کرد که اشتباهی از اون میترسیده! رونالد به موش گفت: راستش، آره فکر کنم! من صدات زدم!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

و رونالد از بالای درخت اومد پایین. حالا رونالد هنوز هم بعضی وقتا داد میزنه: مووووووووش! ولی وقتی اون این کارو میکنه، موش کوچولو که حالا دوست رونالده، میاد تا با هم تاب بازی کنن! و با هم جیغ میزنن و میخندن!

داستان کوتاه کودکانه تصویری فیلی که داد میزد: مووووش!

separator line

نتیجه اخلاقی قصه کودکانه فیلی که داد میزد: مووووش!

از داستان کودکانه فیلی که داد میزد: مووووش! نتیجه می گیریم اولا نباید از چیزی بیخود و بی جهت بترسیم و همچنین نباید برای تفریح و شادی باعث ترس دیگران شویم.

separator line

حتماً بخوانید:
داستان کودکانه تصویری من میتونم پرواز کنم / پرواز جوجه کوچولو

داستان کودکانه تصویری من میتونم پرواز کنم / پرواز جوجه کوچولو

مطمئنا همگی به دنبال پیدا کردن داستان کودکانه برای فرزندانتان هستید که هم حس خوبی به آنها منتقل کنید و هم خواب آرامی را به کودکانتان هدیه دهید. پس در…


این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.3 از 5 (4 رای)  

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !


hits