alexametrics
دلگرم
امروز: یکشنبه, ۰۴ آبان ۱۳۹۹ برابر با ۰۸ ربيع الأول ۱۴۴۲ قمری و ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰ میلادی
10 شعر سوزناک به مناسبت رحلت پیامبر اکرم (ص)
1
زمان مطالعه: 9 دقیقه
اشعاری که در ادامه خواهید دید، به مناسبت رحلت پیامبر (ص) آورده شده است. تا انتها با ما همراه باشید.

شعر تسلیت رحلت پیامبر (ص)

ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروز رحلت پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد (ص)، در ادامه اشعاری را خواهید دید که می توانید از آن ها برای اس ام اس، استوری، استاتوس، کپشن اینستاگرام و ... برای تسلیت این مناسبت به عزیزان خود استفاده نمایید. با ما همراه باشید.

شعر برای تسلیت رحلت پیامبر (ص)

دو چشم بی رمق وا کن پدر جان

غم ما را تماشا کن پدر جان

همه پشت و پناه ما تو هستی

نظر بر حال زهرا کن پدر جان

کنار بسترت احیا بگیرم

میان وادی غم ها بمیرم

پدر جان تو دعایت مستجاب است

دعا کن زود بعد از تو بمیرم

کند آه دل تو بی قرارم

به روی صورتت صورت گذارم

خودت گفتی که حورای بهشتم

توان ضربۀ سیلی ندارم

پس از تو صبر زهرا سر بیاید

زمان غربت حیدر بیاید

پس از تو خانه‌ام آتش بگیرد

صدای من ز پشت در بیاید

کشد آتش به دور من زبانه

زنم ناله به زیر تازیانه

بیا بابا که زهرا بی پسر شد

میان این در و دیوار خانه

قاسم نعمتی

پیام تسلیت رحلت پیامبر

شعر برای تسلیت وفات پیامبر (ص)

دخترم گریه ی تو پشت مرا می شکند

بیش از این گریه مکن قلب خدا می شکند

چه کنی بر دل خود آب شدی از گریه

بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند

تا که نشکسته ای از غصه کمی راه برو

که قد و قامت تو زیر بلا می شکند

باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا

حیف یک روز کسی دست تو را می شکند

تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو

حرمت شیر خدا را همه جا می شکند

کودکانت همه در پشت سرت می لرزند

که درِ خانه به یک ضربه ی پا می شکند

می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی

ضربه ای می رسد و آینه را می شکند

بس که دنبال علی روی زمین می افتی

دل جدا، سینه جدا، دست جدا می شکند

حسن لطفی

شعر غم انگیز برای رحلت پیامبر

شعر به مناسبت رحلت حضرت محمد (ص)

ز هجران تو اشک من روان شد

زبان درد من آه و فغان شد

تو رفتی و پس از تو ای پدرجان

علی تنهاترین مرد جهان شد

الا ای قبله گاه آرزویم

نشسته بغض داغت در گلویم

اگرچه چشم خود را بسته ای باز

تبسّم می کنی بابا به رویم

پری بشکسته چون پروانه دارم

چو شمعم گریۀ مستانه دارم

برای گریه از هجران رویت

میان بیت الاحزان خانه دارم

سید هاشم وفایی

پیام تسلیت رحلت حضرت محمد

شعر درمورد فوت پیامبر (ص)

حرف از وصیت های آخر میزنی بابا

از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا

این لحظه ها یاد گذشته کرده ای انگار

حرف از وصیت های مادر میزنی بابا

دل شوره داری، از نگاهت خوب می فهمم

داری گریزی به غمِ در میزنی بابا

زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست

هرچند حرف از زخم بستر میزنی بابا

یک روز می بینی مرا بین در و دیوار

یک روز می آیی به من سر میزنی بابا

گفتی که خیلی زود می آیم کنار تو

پس لحظه ها را می شمارد یادگار تو

محمد بختیاری

شعر درمورد پیامبر

دوبیتی رحلت پیامبر (ص)

گرفته بوی شهادت شب وفاتش را
بیا مرور کن ای اشک خاطراتش را
مورخان بنوشتند با سرشک یتیم
هجوم درد به سرتاسر حیاتش را
سه سال شعب ابی طالب و شکنجه و ظلم
چقدر مرگ خدیجه فسرد ذاتش را
چه سنگ ها که بر آینه وجودش خورد
چه طعنه ها که ابوجهل زد صفاتش را
برای غارت جانش قریش خنجر بست
ولی خدای علی خواسته نجاتش را
دلش چو ماه شکست و دو نیم شد اما
ندید سبزیِ باران معجزاتش را
حرا شروع رسالت، غدیرخم پایان
ادا نمود تمامیِ واجباتش را

میثم مومنی نژاد

اشعار پیامبر

پیام شعر برای تسلیت شهادت پیامبر (ص)

ماتم گرفت حال و هوای مدینه را
پوشید کعبه رخت عزای مدینه را
خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت
وز پا فکند نخل رسای مدینه را
رُکن علی شکست ز فقدان مصطفی
در برگرفت خاک، صفای مدینه را
زین غم که در محاق نهان ماه یثرب است
ابر عزا گرفت فضای مدینه را
ای دل بیا چو شاخه حنانه ناله کن
بنگر به ناله ارض و سمای مدینه را
آدم گریست تا که ملائک به روی دست
بردند سوی سدره هُمای مدینه را
جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان
سایه فکند کرب و بلای مدینه را
بر بام بیت وحی برافراشت دست کفر
از دود درب خانه لوای مدینه را
دردا که جای تسلیت، از کین، عدو شکست
آئینه رسول نمای مدینه را
دردا که دشمنان جلوی چشم فاطمه
بستند دست عقده گشای مدینه را
تسکین شود مگر، دل زهرا در این عزا
بسرود «رستگار»، عزای مدینه را

محمد رستگار

متن تسلیت شهادت حضرت محمد

شعر تسلیت شهادت حضرت محمد (ص)

شبی که نور زلال تو در جهان گُم شد
سپیده جامه سیه کرد و ناگهان گم شد

ستاره خون شد و از چشم آسمان افتاد
فلک ز جلوه فرو ماند و کهکشان گم شد

به باغ سبز فلک، مهر و ماه پژمردند
زمین به سر زد و لبخند آسمان گــم شد

دوباره شب شد و در ازدحام تاریکـی
صدای روشن خورشید مهربان گم شد

پس از تو، پرسش رفتن بدون پاسخ مـاند
به ذهن جاده، تکاپوی کاروان گم شد

بهار، صید خزان گشت و باغ گل پژمرد
شبی که خنده ی شیرین باغبان گم شد

ترانه از لب معصوم «یاکریم» افتاد
نسیم معجزه ی گل، ز بوستان گم شد

شکست قلب صبور فرشتگان از غـم
شبی که قبله ی توحید عاشقان گم شد

رسید حضرت روح الامین و بر سر زد
کشید صیحه ز دل، گفت؛ بوی جان گم شد

نشست بغض خدا در گلوی ابراهیم
شبی که کعبه ی جان، قبله ی جهان گم شد

رضا اسماعیلی

شعر زیبا درمورد پیامبر

شعر سوزناک برای وفات حضرت محمد (ص)

ای محمد، ای رسول بهترین کردارها
حُسن خُلق ات شُهره در اخلاقها

در بیانت بند می آید زبان ناطقان
قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها

بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم
«قاب قوسین»ات کجا و مرغک پندارها

طفل ابجدخوان تو سلمان سیصد ساله است
استوار مکتب ایثار تو، عمارها

تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک
دل به عشق بی زوالت می کند اِقرارها

پای بوسی تو عزت داده ما را اینچنین
گُل نباشد کس نمی آید سراغ خارها

کی رود از خاطرم، یادت که در روز ازل
کنده اند اسم تو را بر سنگِ دل، حجّارها

داغ تو در سینه ی ما هست چون خاک تو ایم
لاله کی روییده در آغوش شوره زارها

گُل که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند
شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطارها

وقت رزمت آنچنانی که میان کارزار
رو به تو آرند وقت خستگی، کرارها

ای که با خون دلت پرورده ای اسلام را
چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها

سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید
کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها

با عیادت از کسی که بارها آزرده ات
روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها

خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال
بر سرت گرچه بلا بارید چون رگبارها

رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست
جان به لب شد از غمت، شهرت مدینه، بارها

تا که چشمت بسته شد، ای قافله سالار عشق
رم نمودند عده ای و پاره شد افسارها

آنقدر گویم پس از تو میخِ در هم خون گریست
ناله ها برخاست بعدت از در و دیوارها

محسن عرب خالقی

شعر کوتاه برای رحلت پیامبر

شعر درمورد 28 صفر

مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست
آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست

قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب
شهر مدینه را به جگر، داغ مصطفاست

خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم
گر آسمان خراب شود بر سرت رواست

گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم
زیرا عزای قافله سالار انبیاست

خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست

اهل ولا، به هوش، که با رحلت نبی
شهر مدینه یکسره آبستن بلاست

قومی برای غصب خلافت شدند جمع
یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست

دار الولا محاصره، زهراست پشت در
دود و شراره بر فلک از بیت کبریاست

آتش زدن به خانه ی ریحانه ی رسول
پاداش رنج های شب و روز مصطفاست

آزردن بتول پس از رحلت رسول
باللَّه قسم شروع جنایات کربلاست

از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی
تا حشر حقّ آل محمد به زیر پاست

هر روز راس شاه شهیدان به روی نِی
هر شب صدای ناله ی زهرا به گوش ماست

«میثم»! قسم به میثمِ آزاده ی علی
آزادگی ولایت سلطان اولیاست

غلامرضا سازگار

دوبیتی برای وفات پیامبر

شعر برای تسلیت رحلت پیامبر اکرم (ص)

داغی اگر نبود که گریان نمی‌شدیم
لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم
«یا ایّها الرّسول» بدون دعای تو
از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم
یا اینکه گوشه چشم اباالفضل تو نبود
ما از تبار حضرت سلمان نمی شدیم
بی حبّ خاندان تو در خانه کَرَم
جایی نداشتیم و مهمان نمی شدیم
ما امت تو ایم و علی هم کنار توست
آئینه ات نبود نمایان نمی شدیم
ما پای غربت نوه هایت نشسته ایم
ورنه شبیه نم نم باران نمی شدیم
هم ناله های امشب مولای امتیم
ما سوگوار رحلت بابای امتیم
در جان مسلمین چو آذر گذاشتند
بر جان شیعیان دو برابر گذاشتند
آه از نهاد اهل ولایت بلند شد
بر سینه تا که داغ پیمبر گذاشتند
آقای من! بزرگ قبیله ز داغ تو
بر روی خاک عرصه ی محشر گذاشتند
هستی گریست تا نوه هایت رسیده و
با گریه روی سینه ی تو سر گذاشتند
تو باغبان امتی و جای اجر تو
یک شاخه یاس را وسط در گذاشتند
با رفتنت مصیبت زهرا شروع شد
داغ پسر به سینه ی مادر گذاشتند
در کوچه ها غرور علی را کسی شکست
در کوچه بود فاطمه روی زمین نشست

مسعود اصلانی

شعر نو برای رحلت پیامبر



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (1 رای)  
  • منبع
  • tasnimnews.com
  • mehrnews.com
اسنپ تریپ
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits