alexametrics
دلگرم
امروز: سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۱۸ رجب ۱۴۴۲ قمری و ۰۲ مارس ۲۰۲۱ میلادی
دریا در جدول / دریا در حل جدول کلاسیک و متقاطع
0
زمان مطالعه: 3 دقیقه
دریا در جدول‌های متقاطع و غیر متقاطع دارای معانی مختلفی است که در ادامه معانی مختلف دریا در حل جدول دو تا 6 حرفی را قرار داده ایم .

دریا در جدول

دریا در حل جدول، در حل جدول کلمات متقاطع، برای پرسش «دریا» می توانید از پاسخ زیر استفاده نمایید.

اقیانوس، بحر، یم، رود

دریا در حل جدول چی میشه ؟

  • بحر
  • یم
  • بحر
  • زم
  • راموز
  • ژو
  • طم
  • راموز
  • راموز
  • ژو
  • طم
  • ژو
  • زو
  • راموز
  • داما
  • ژو

ساحل دریا در جدول کلمات

کران

دریا در حل جدول سه حرفی:

بحر

دریا در حل جدول چهار حرفی:

داما

دریا در جدول پنج حرفی:

راموز

معنی این واژه در بانک های دیگر

دریا (فرهنگ معین): (دَ) [په.] (اِ.) آب زیادی که محوطه وسیعی را فرا گرفته باشد و به اقیانوس راه دارد، بحر.
دریا (نام های ایرانی): دخترانه، دریا، نام فرزند علاالدین عماد شاه، توده بسیار بزرگی از آب شور که بخش وسیعی از زمین را در بر گرفته و کوچکتر از اقیانوس است
دریا (تعبیر خواب): اگر کسی بیند که در دریا است، دلیل که به خدمت پادشاه شود، یا مطیع مردی عالم و فاضل شود. اگر بیند درمیان دریا متحیر فرومانده است، دلیل که کار او بر خطر است. اگر بیند که از دریا بیرون آید، دلیل است بی غم شود. اگر بیند که آب دریا بخورد و به غایت سرد است. اگر بیننده عالم است از علم بهره تمام یابد. اگر بیننده خواب از مردم پا ...ادامه مطلب...
دریا (فارسی به انگلیسی): Brine, Main, Sea
دریا (لغت نامه دهخدا): دریا. [دَرْ] (اِ) معروف است و به عربی بحر خوانند. (برهان) (از آنندراج). آب بسیار که محوطه ٔ وسیعی را فراگیرد و به اقیانوس راه دارد مجموع آبهای نمکی که جزء اعظم کره ٔ زمین را می پوشاند و هر وسعت بسیار از آبهای نمکی را دریا توان گفت و نوعاً دریا تقریباً سه ربع از سطح زمین را می پوشاند ودر نیمکره ٔ جنوبی بیشتر زمین را فرا ...ادامه مطلب...
دریا (فارسی به عربی): بحر، بحیره، فرس، فیضان، قناه
دریا (فرهنگ عمید): حجم بسیار از آب که قسمت وسیعی از زمین را فراگرفته، قابل کشتی‌رانی بوده، و به اقیانوس راه داشته باشد، بحر: دریای عمان، دریای مدیترانه،
* دریای‌ اخضر: [قدیمی، مجاز] آسمان،
دریا‬ (فارسی به ترکی): deniz
دریا (مترادف و متضاد زبان فارسی): اقیانوس، بحر، یم، رود،
(متضاد) بر، خشکی
دریا (واژه پیشنهادی): اقیانوس جهانی
دریا (فرهنگ فارسی هوشیار): آب بسیار که محوطه وسیعی را فرا گیرد و به اقیانوس راه دارد، بحر
دریا (فرهنگ پهلوی): از نام های برگزیده
دریا (فارسی به ایتالیایی): mare
دریا (فارسی به آلمانی): Meer (n), See (f)



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits