دلگرم
امروز: پنج شنبه, ۰۷ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۲ ربيع الأول ۱۴۴۴ قمری و ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی
داستان پندآموز خوردن غذا در کاسه های چوبی!
9
داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.

پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد. او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست. پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند و گفتند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم میریزد.

داستان پندآموز / خوردن غذا در کاسه های چوبی

آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد، هروقت هم خانواده او را سرزنش میکردند پدر بزرگ فقط اشک میریخت و هیچ نمیگفت.

داستان پندآموز / خوردن غذا در کاسه های چوبی

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی میکرد. پدر روبه او کرد و گفت: پسرم دار ی چی درست میکنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست میکنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!


این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.3 از 5 (9 رای)  
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است