دلگرم
امروز: دوشنبه, ۰۴ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۲۹ صفر ۱۴۴۴ قمری و ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۲ میلادی
داستان پندآموز تظاهر مدیرعامل جدید جوان!
11
داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.

مدیرعامل جوانی که اعتماد به نفس پایینی داشت، ترفیع شغلی یافت؛ اما نمی توانست خود را با شغل و موقعیت جدیدش وفق دهد. روزی کسی در اتاق او را زد و او برای آنکه نشان دهد آدم مهمی است و سرش هم شلوغ است، تلفن را برداشت و از ارباب رجوع خواست داخل شود.

تظاهر مدیرعامل جدید جوان/ داستان های پندآموز

در همان حال که مرد منتظر صحبت با مدیرعامل بود، مدیرعامل هم با تلفن صحبت میکرد. سرش را تکان می داد و می گفت: مهم نیست، من می توانم از عهده اش برآیم. بعد از لحظاتی گوشی را گذاشت و از ارباب رجوع پرسید: چه کار ی می توانم برای شما انجام دهم؟« مرد جواب داد: »آمده ام تلفن تان را وصل کنم!. چرا ما انسان ها گاهی به چیز ی که نیستیم تظاهر می کنیم؟ قصد داریم چه چیز را ثابت کنیم؟

تظاهر مدیرعامل جدید جوان/ داستان های پندآموز



این مطلب چقدر مفید بود ؟
3.0 از 5 (11 رای)  
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است