دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ برابر با ۱۸ محرّم ۱۴۴۴ قمری و ۱۷ اوت ۲۰۲۲ میلادی
حکایت خنده دار ملانصرالدین و طلبکارش!
11
شنبه, ۲۵ تیر ۱۴۰۱ ۱۰:۲۸
ملا نصرالدین، شخصیتی داستانی و بذله‌گو در فرهنگ‌های عامیانه ایرانی، افغانستانی، ترکیه‌ای، عربی، قفقازی، هندی، پاکستانی و بوسنی است که در یونان هم محبوبیت زیادی دارد.

ملانصرالدین در کنار پنجره خانه اش نشسته و به کوچه و عابرینی که از میان آن میگذشتند نگاه میکرد. ناگهان مردی را دید که به طرف خانه وی میآید. ملا آن مرد را به خوبی می شناخت. و میدانست برای وصول پول ی که از ملا میخواهد آمده. ملا فورا زنش را خواسته و در گوش او چیز هایی گفت و آن وقت منتظر مرد طلبکار باقی ماندند.

حکایت خنده دار / ملانصرالدین و طلبکارش

چند دقیقه ای بعد در خانه به صدا در آمد و زن ملا بالفاصله آنرا گشود و به مرد طلبکار که در پشت دروازه ایستاده بود گفت: آقا من نمیدانم که شما چند سال است برای طلب خود به اینجا میآیید ولی اطمینان داشته باشید ما مال مردم خوار نیستیم و به زودی طلب شما را خواهیم پرداخت و هر چند که جناب ملا خودش خانه نیست اما به من سفارش کرده هر روز در کنار دروازه خانه بایستم و منتظر باشم تا گوسفند های که به بازار برده میشوند از کنار خانه ما بگذرند آنوقت خرده های پشم آنها را که به روی زمین ریخت جمع نمایم و شال گردن ببافم و آنها را به بازار برده بفروشیم و پول شما را بپردازیم.

حکایت خنده دار / ملانصرالدین و طلبکارش

مرد طلبکار وقتی این حرف را شنید و دانست طلبش به این زودی ها وصول نمی شود از شدت عصبانیت خنده اش گرفت و شروع به خندیدن کرد. ملا نیز در پشت سر زنش پنهان شده بود وقتی خنده ها ی مرد مزبور را دید او هم به خنده افتاد و در حالی که با صدای بلندی میخندید جلو آمده و گفت: ای پدر سوخته باید هم بخندی چون حال دیگر اطمینان پیدا کرده ای که طلبت به طور حتمی وصول می شود.

حکایت ملانصرالدین و طلبکارش
در مجله دلگرم بشنوید و لذت ببرید 👇🏻


تهیه و تولید ، اختصاصی مجله دلگرم



این مطلب چقدر مفید بود ؟
3.6 از 5 (11 رای)  
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است