مجله دلگرم
امروز: یکشنبه, ۰۹ بهمن ۱۴۰۱ برابر با ۰۶ رجب ۱۴۴۴ قمری و ۲۹ ژانویه ۲۰۲۳ میلادی
مجموعه اشعار عاشقانه و رمانتیک الیاس علوی
2
زمان مطالعه: 7 دقیقه
الیاس علوی چشم های زیبایی داشت - و سکوت خنجر است - من گرگ خیالبافی هستم - الیاس علوی - شعر و دنیایی که می سازمش - اشعار الیاس علوی - شعر های باران خورده - اشعار الیاس علوی - بهترین اشعار برای تو که نیامدی

عاشقانه ترین و رمانتیک ترین اشعار الیاس علوی

الیاس علوی در روستای برغص، ولسوالی خدیر در ولایت دایکندی به دنیا آمد. به دلیل جنگهای داخلی در شش‌سالگی از افغانستان به ایران مهاجرت کرد و سالها در شهر مشهد زندگی کرد.

در سال ۱۳۸۴ به افغانستان بازگشت و مدتی را در کابل به سر برد. وی در حال حاضر ساکن شهر ادلید استرالیا است. علوی در رشته «هنرهای زیبا» در سال 1399 از کالج هنرهای چلسی، دانشگاه لندن در مقطع ماستری (فوق لیسانس) فارغ التحصیل شد.

و همچنین در سال ۱۳۹۴ از دانشگاه «جنوب استرالیا» در مقطع ماستری (فوق لیسانس) در رشته "هنرهای تجسمی" فارغ‌التحصیل شد.

تاکنون در نمایشگاه های متعدد انفرادی و گروهی در شهرهای مختلفی از جمله سیدنی، ملبورن، ادلید، تورنتو، لندن، تهران و کابل شرکت داشته است. ایشان بورسیه بین اللمللی "سمستگ" را در سال 1398 به دست آورده است.

شعر عاشقانه و رمانتیک الیاس علوی

دراز کشیده ام بر تخت
و به سقف می بینم
که آینه یی روشن است

تو خوابیده ای
به اندازه سلسله کوههای اورست خوابیده ای
و به اندازه کوههای هندوکش خوابیده ای
و به اندازه ی آبهای آرام خوابیده ای
تو خوابیده ای
و رودخانه خوابیده است
ناجوهای پشت کلکین خوابیده اند
گنجشک ها نیز به احترام سکوت کرده اند

تو خوابیده ای
انگشتانم به گونه هایت خیره مانده‏اند
اما پیش رفته نمی توانند
چیست اینکه می توانم به تو دست بکشم ؟
و نمی توانم به تو دست بکشم

محبوبم
به تلخی این رابطه ایمان دارم
که عشقبازی ما میان همهمه صداها و آدمهاست
عشقبازی ما با نگاه است

الیاس علوی شاعر افغان

separator line

شعر کوتاه الیاس علوی برای بیو

شاید هرگز تو را نبینم
اما غمگین نیستم
چرا که دریافته ام
دوست داشته باشم اما اصرار نکنم
عشق بورزم اما وابسته نشوم
چشمانم را می بندم
و خاطره ی آن شب را مرور می کنم
بــه تو نگاه کردم
به جزئیات زیبایی ات

الیاس علوی شاعر افغان

separator line

شعر غمگین عاشقانه الیاس علوی

دزدیده
دزدیده
نگاهت می کنم
از دور

با هزار نیرنگ
به هزار رنگ درمی آیم
باد می شوم
گونه هایت را می دزدم
موهایت را می دزدم

لبخندت را از دست نمی دهم
هرچند برای من نیست
دستانت را از دست نمی دهم
هرچند با من نیست
دزدیده
دزدیده
عشق بازی می کنم
از دور

تو به سلامت به خانه خواهی رسید
و من
لب هایم را در سکوت آتش خواهم زد

الیاس علوی شاعر افغان

separator line

شعر بلند عاشقانه الیاس علوی

با تو حرف می زنم
که مقتول توام

تمام آن لحظه ها به تو خیره شدم
نمی توانستی به چشمانم نگاه کنی
گفتی صورتم را بچرخانم
تا تازیانه ات بی پروا بتازد
چقدر شرمگینی تو

هیچ کس نمی داند
به گردنم خیره شدی
و هوسی دور در دلت ریشه کرد
امّا آیه های روشنی را از بر بودی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
و شیطان گریخته بود
و باز من ماندم و تو
چقدر شبیه منی تو

انگشتانت را می شناسم
ما فرزند یک آدمیم
این آخرین جمله‌ام بود
پیش از آنکه انگشتانت با رگهای گردنم بیامیزد

مرا ببخش
کاش می توانستم
ناله زیباتری بکشم
تا هر شب اینگونه نترسی
کاش یک صبح از خواب برخیزی
و یادت برود که قاتل منی

آن بادِ پنهانِ شاخه ها
آن پرنده ی ناشناس بر کلکین
آن سایه آرام همراهت
این صدای موهوم در ذهنت منم
دست خودم نیست
حرفهای بسیاری دارم

ما هر دو مردگانیم
تنها تو نفس می کشی و من نمی توانم
اما وقتی
دستهایت را در آب می شویی
نفست بند می آید
با من حرف بزن
که مقتول توام

الیاس علوی شاعر افغان

separator line

شعر احساسی الیاس علوی

امشب تو بهانه ی من باش
ای پرنده ی کوچک
من اگر خدا بودم
سکوت را به شب می دادم
غم را به انسان
موسی را به بنی اسرائیل
و تو را برای خود نگه می داشتم
من اگر خدا بودم
تو را روی "اورست" بنا می کردم
امشب تو بهانه ی من باش
ای پرنده ی کوچک من
شاید دچار ترانه ای شوم

الیاس علوی

separator line

شعر معروف کوتاه الیاس علوی

خدا وقتی گونه‌های تو را می‌تراشید
لب‌های تو را می‌بافت
پاهای تو را بنا می‌کرد
دست‌هایش نمی‌لرزید ؟

الیاس علوی شاعر افعان
کتاب : من گرگ خیالبافی هستم

separator line

شعر عاشقانه و زیبا از الیاس علوی

به تو فکر می کنم
و موهای تو در باد
و موهای تو در باد
به تو فکر می کنم
و تنها حسرتم
فراموش کردن عینکم است
تا رج های گردنت را ببینم
تا ذره های نگاهم
رج های گردنت را ببوسد
نفس بکشد
بنوشد

الیاس علوی شاعر افغان

separator line

شعر رمانتیک الیاس علوی

گل زعفران ، گل زعفران
تنها تو حال مرا می فهمی و زنبورهای عسل
هیچ کس ما را برای خودمان نمی خواهد
من طاقت می آورم
اما گاهی پاهایم لج می کنند
اسب های غمگین در سرم آرام نمی گیرند
و دستهایم مدام می پرسند
پس کِی ؟ کی ؟ کجا ؟
گل زعفران
با تو حرف می زنم
کــه سوال نمی کنی
من طاقت می آورم
اما گاهی از خودم می پرسم
اگر نقابم را بردارم
چند نفر در قاب عکسهایم باقی می مانند ؟
گل زعفران ، گل زعفران
مگر چند بار زنده گی می کنیم ؟
کــه اینقدر مرده گی می کشیم

الیاس علوی شاعر افغان

separator line

شعر بلند معروف الیاس علوی

چشم‌های زیبایی داشت

که پیرمردهای محلّه آرزو می‌کردند

کاش دیرتر به دنیا می‌آمدند

بخواب

دنیا ارزش دیدن ندارد

هیچ‌کس نمی‌داند

تاریخ چشم‌هایت با کدام جنایت شروع شد؟

چهار ساله بودی

برادرانت به تو تجاوز کردند

تو باید زنده به گور می‌شدی

پدر

میمون مقدّسی بود .

به طرز غریبی اعراب تو را دزدیدند

و میخانه‌ها رونق گرفت .

دختری که میان دامن‌اش سنگ جمع می‌کرد

آخرین بار تو را در” اورشلیم ” دیدند.

بعدها بازمانده‌ی پلک‌هایت در ” لاسکو ” کشف شد

“ هیتلر ” میان زن‌های یهودی

به دنبال چشم‌های تو می‌گشت

گاهی برای زنده ماندن

باید لبخند زد

شعار داد

شعر گفت

و از مأموران اداره‌ی مهاجرت ترسید .

تو همراه آوارگان “ لهستانی ” به ایران آمدی

و شاملو نوشت:

”پس پشت مردمکانت

فریاد کدام زندانی‌ ست

که آزادی را به لبان برآماسیده

گل سرخی پرتاپ می‌کند؟”

هزار سال بعد

هزار سال باید

در کاخ‌های کاه‌گلی کابل

چشم‌هایت را زیر ” بُرقع ″ دفن می‌کردی .

کاش می‌دانستی

پیرمردهای محله آرزو می‌کردند

زودتر به دنیا می‌آمدی .

از : الیاس علوی

separator line

شعر برای افغانستان | گلچین شعرهای زیبا درباره افغانستان

شعر برای دختر افغان | مجموعه ای از برترین شعرها درباره دختر افغان

مجموعه شعر افغانی زیبا از خلیل الله خلیلی

شعر افغانی | برگزیده زیباترین اشعار کوتاه و بلند افغانی



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (2 رای)  
قرآن آنلاین
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است