چگونه شخصیتی با ثبات داشته باشیم؟

شما چگونه شخصیتی دارید ؟ با ثبات هستید یا نه ؟
۲,۷۰۴
۵
۰
شنبه, ۰۹ تیر ۱۳۹۷ ۱۷:۵۹
شخصیت با ثبات !!! ثبات، یکی از صفات مبهمی است که هر شخص خواهان آن است، اما تعداد کمی از مردم برای دستیابی به آن، برنامه می‌ریزند. نگران نباش! مادامی که شما اهداف مشخصی تعیین کرده باشید و مرزهای مشخصی در جهت رسیدن به آنها ایجاد کنید، در خواهید یافت که شما تمایل بیشتری به رسیدن به ثبات واقعی دارید. جهت شروع، گام اول را ملاحظه بفرمایید.
شما چگونه شخصیتی دارید ؟ با ثبات هستید یا نه ؟

چگونه ثبات شخصیتی داشته باشیم؟

افکارت را تغییر بده!

چگونه شخصیتی با ثبات داشته باشیم
شخصیت با ثبات (قسمت اول)

1. واقع گرا باش!

شخصیت با ثبات، ویژگی فوق‌العاده‌ای است و شما حتما باید تلاش کنید که آن را پرورش بدهید. البته باید به خاطر داشته باشید که تمرین کردن این ویژگی، ممکن است مدت زمانی به طول بیانجامد. شما در همین لحظه کاملاً باثبات نخواهید شد. مشکلی نیست! فقط زمانی که احساس سردرگمی کردید، با خود مهربان باشید.

• هرگز برنامه جامع‌تر "بیشتر با ثبات شدن" نریزید. عموماً تلاش برای پایداری بیشتر، فقط منجر به ایجاد فشار و سختی بیشتر می‌نماید. در مورد حیطه ها و زمینه های مختلفی در زندگی خود که نیاز به ثبات بیشتری دارند فکر کنید. آیا در مورد فعالیت ها و عادات ورزشی خود نیاز به ثبات دارید؟ آیا لازم است در مورد نیازهای شغلی خود با ثبات باشید؟

• نیازی نیست تمام مدت و در همه حال پایدار و باثبات باشید؛ لازم است با انجام اشتباهات و سست شدن گاه بیگاه نسبت به عادات ثابت خود، سازگار شوید.

2. نیروی اراده خود را بسازید!

شما نمی توانید بدون ارتقاء قدرت اراده‌ی خود، ثبات داشته باشید. به منظور دستیابی به ثبات، عزم راسخ لازم است؛ زیرا برای مثال، باثبات بودن، تمایل به انعطاف در مورد رفتن هر روز به باشگاه ورزشی را دارد. حتی وقتی که شما چنین حسی را ندارید. جهت انجام این امر، شما نیاز به عزم راسخ دارید.

• برای افزایش قدرت اراده‌ی خود، راهکارهایی داشته باشید. بسیار سخت است که فقط خود را در راستای رسیدن به اهداف، مجاب کنید در حالی‌که ممکن اتس این مسیرها، بهترین راه برای به انجام رساندن امور نباشد. برای مثال، اگر می‌خواهید در زمینه تغذیه سلامت، ثابت قدم و استوار بمانید، مطمئن باشید زمانی که گرسنه هستید انتخاب‌های سالم در اختیار دارید.

• از قرار گرفتن در موقعیت ها و شرایطی که در آن مجبور به اعمال مقدار قابل توجهی از قدرت اراده خود هستید تا استوار بمانید، پرهیز کنید. در همان مثال تغذیه سالم، پس از یک روز کاری طولانی و سخت، به مغازه خواربار فروشی نروید. به احتمال زیاد، به جای پایداری بر رژیم غذایی خود، به سراغ سریع ترین و ساده ترین راه ممکن (و به ندرت به سراغ سالم‌ترین گزینه ممکن) خواهید رفت.

3. اطمینان حاصل کنید که حرف و عمل تان یکی باشد!

پایدار بودن به معنای این است که شما حرفی را نزنید که در واقع به آن عمل نمی کنید. نمی توانید در رفتار خود، استوار نباشید و انتظار داشته باشید تا در قسمت های دیگر زندگی خود ثابت قدم بمانید.

• برای مثال، اگر به دنبال این هستید در روابط خود با شریک زندگی خویش، پایدار و استوار بمانید، و به او بگویید که قرار است در انجام بخشی از کارهای روزمره بهتر باشید، ثبات به معنای این است که واقعاً در مسیری پیش بروید که بخش منصفانه‌ای از کارهای روزانه را انجام دهید.

• سعی کنید از ادعا کردن در اموری که با توانایی های خود قادر به انجام آن نیستید، پرهیز کنید. هیچ مایه شرمندگی نیست اگر شما هنوز انجام کاری را بلد نیستید. برای مثال، اگر مسئولیتی را در محل کار به شما سپرده‌اند، و شما تا به حال این کار را انجام نداده‌اید، و یا انجام آن را بلد نیستید، وانمود نکنید که همه چیز تحت کنترل است. درعوض، از شخصی کمک خواسته و تمایل خود را برای پر کردن شکاف های دانسته های خود، ابراز نمائید.

4. افکار منفی را حذف کنید. افکار منفی قاتل ثبات قدم و قدرت اراده است. زمانی که شما افکار منفی دارید، شما خود را مجبور می کنید که کمترین توانایی را جهت حفظ اعمالثابت خود داشته باشید.

• به الگوهای تفکر منفی که شما را در آینده عقب خواهد انداخت توجه کنید. اینها، افکار ویژه‌ای هستند تمایل دارند به زندگی شما هجوم آورند: "من نمی توانم این کار را انجام دهم" ، "من احمقم، تنبلم" و ... .

• اگر شما به این الگوهای افکار منفی توجه و دقت کنید، آنها را دور ریخته و یا تفکری مثبت یا خنثی جایگزین آن خواهید کرد. برای مثال، اگر شما در حال این تفکر باشید که "من نمی توانم این کار را انجام دهم"، در عوض، آن را تغییر داده و فکر کنید "من قرار است انجام این کار را تمرین کرده، حتی اگر در شروع عالی نباشم".

• زمینه هایی که در آن شما نیاز بیشتری برای نزدیک شدن به ثبات قدم دارید، را دریابید. هرشخصی، زمینه هایی دارد که می تواند این امر را با کمی تلاش انجام دهد. شاید شما در مورد ثابت قدم بودن در محیط کار واقعاً عالی باشید، اما در خانه تمام چیزی را که باید انجام دهید، مداوم فراموش می کنید.

ثبات خود را بساز!

چگونه شخصیتی با ثبات داشته باشیم
ثبات شخصیت (بخش دوم)

1. اهداف مشخصی تعیین کن!

این که در کل پایدار و استوار باشید بسیار عالی است؛ اما اگر شما برای خود اهداف مشخص قرار دهید، با ثبات بودن بسیار ساده تر و موفقیت آمیز تر خواهد بود. این اهداف به شما کمک می کنند که استوار عمل کنید و چیزی به شما می دهد که برای آن بجنگید و تلاش کنید. شما می توانید اهداف متفاوتی در حیطه های مختلف زندگی خود مشخص کنید.

• برآورد کنید که شما می خواهید چگونه از ثبات و پایداری در جهت رسیدن به اهداف مشخص استاده کنید. برای مثال، اگر هدف خاص شما این است که وزن خود را کاهش دهید، شما لازم است در زمینه تمرین ورزشی و رژیم غذایی (مصرف غذای سالم) و ... خود استوار باشید.

• یک مثال دیگر: اگر شما می خواهید کتابی را منتشر کنید، شما لازم است که بر نوشتن، اختصاص دادن زمانی برای ویرایش، پژوهش در مورد دنیای نشر کتاب و پیگیری نوشته خود، در هر روز اهتمام بورزید.

• لیستی از اهداف ممکن است به این شکل باشد: ذخیره پول برای بازنشستگی، سر کار به موقع حاضر شدن، به خاطر سپردن کمک به شریک زندگی در خانه، تکمیل همه مطالعات درسی خود. با ثبات بودن، به این معناست که بخشی از درآمد خود را در هر ماه کنار بگذارید، ساعت زنگ دار خود را زودتر تنظیم کنید، از فرزند خود نگهداری نمایید تا شریک زندگی شما برخی از شب ها استراحت کند، و اختصاص دادن زمانی برای انجام تمام مطالعات خود.

2. تغییرات را آهسته اعمال کنید!

اگر شما تلاش کنید که همه چیز را در یک زمان انجام دهید، تمام کاری که شما می کنید این است که خود را تحت فشار قرار دهید. این موضوع ثابت قدم شدن را برای شما بسیار سخت تر می کند. به جای جهش به بالاترین سطح، در مرحله اول، تغییرات را آهسته اعمال کنید.

• اگر شما می توانید کاری را در سه هفته انجام دهید، این مطلب بخشی از روزمرگی شما می شود (برای تان عادی می شود) یک موضوع را برای پایدار شدن در زمان یک ماه انتخاب کیند. وقتی آن ماه به سر رسید، مطلب دیگری را برای ثبات قدم در آن، انتخاب کنید.

• برای مثال، اگر شما هدفی مانند تبدیل شدن به یک عضو بهتر در مورد کار گروهی در محل کار داشته باشید، موارد معدودی را انتخاب کنید که به شما در مسیر دستیابی به آن هدف کمک کند. برای مدت یک ماه، احترام گذاشتن به دیگران را در پروژه های گروهی تمرین کرده و یا راه هایی پیدا کنید که افکار خود را با آنها ترکیب و متحد کنید. زمانی که کنترل این مطلب را به دست گرفتید، تغییر دیگری در رفتار روزمره خود ایجاد کنید.

3. مرزهای مشخص قرار دهید!

حدود و مرزها، به ثبات رسیدن را ساده تر می کند، زیرا پس از آن، شما حدود مشخصی، متفاوت با جمله ابهام آمیز "من می خواهم ثابت قدم شوم" برای عملکرد خود دارید. تعیین حدود و مرز، در واقع به معنای قرار دادن محدوده برای اینکه شما دقیقاً چگونه و چه زمانی قصد انجام فعالیت های مشخص را دارید.

• برای مثال، به جای اینکه فقط بگویید "من قرار است مداوم از شریک زندگی خود قدردانی کنم" بهتر است بگویید "من قرار است از شریک زندگی خود زمانی که کارهایی نظیر شستن ظروف، یا درست کردن شام و یا کمک کردن به کارهای خارج از خانه انجام می دهد، تشکر کنم".

• مثال دیگر: ممکن است ایجاد نشان کیفیت برای کارتان باشد؛ که به معنای تعیین کردن استاندارهای مشخص است. این مسئله ممکن است به معنای این باشد که از رئیس خود در محل کار، بخواهید بهترین عملکرد متصور برای شما را توصیف کند. و سپس تلاش کنید که به طور مداوم به آن استاندارد برسید.

4. خود را مسئول و حسابگر حفظ کنید!

برای اینکه با ثبات شوید، می بایست اطمینان حاصل کنید که مشخص باشد چه زمانی به استانداردها و اهدافی که تعیین کرده اید، نرسیدید. زمانی که شما طور پایدار به اهداف خود عمل نمی کنید.

• روی یک تقویم، هر روزی که در راستای رسیدن به اهداف پایداری خود موفق شدید یا شکست خوردید را بنویسید. اگر شکست خوردید، توضیح دهید که چرا از آنها پیروی نکردید. این مسئله، شما را درمورد مسئولیت پذیری زمان هایی که از اهداف خود و محدودیت های خود پیروی نمی کند، کمک نموده و همچنین به عنوان نشانگری از پیشرفت شما، ایفای نقش می کند.

• به مردم بگویید که به اهداف تان و تلاش های خود در مورد زمینه های مختلف زندگی خود، اعتقاد دارید. زمانی که آنها ببینند که شما رفتار با ثباتی ندارید، به آنها اجازه می دهید که شما را از مسیر خارج کنند.

• زمانی که شما موفق نشدید، با خود کلنجار نروید و خود را سرزنش نکنید. هیچ کس کامل نیست و هیچ کس هم کاملاً با ثبات نیست. شما هم قرار نیست این چنین باشید. مسئله ای که اهمیت دارد این است که شما به سمت اهداف و به سمت ثبات تلاش کنید.

چگونه ثبات شخصیت پیدا کنیم؟

حفظ ثبات!

چگونه شخصیتی با ثبات داشته باشیم
ثبات شخصیت (بخش سوم)

1. از تصور بحرانی استفاده کنید!

تصور، اگرچه ممکن است احمقانه به نظر برسد، اما اگر شما از آن به درستی استفاده کنید، ممکن است به شما بسیار کمک کند. شما می خواهید از تصور واقع گرایانه استفاده کنید، که موانع و مشکلاتی که ممکن است با آن مواجه شوید را درنظر می گیرد.

• خیال بافی هم می تواند مفید باشد. البته به اندازه ای که زمان انجام آن را محدود کنید. به ذهن خود زمان مرتب شدن آزادانه را هر شب قبل از خواب بدهید. این مطلب، می تواند به شما در پردازش و ارزیابی موقعیت ها و حفظ ثبات و اهداف خود کمک بنماید، زیرا شما به راههایی دست خواهید یافت که بتوانید از سد پتانسیل بر سر راه دستیابی به این توانایی باشد، برآیید.

• تفکر عمیق، می تواند به شما کمک کند که ذهن خود را کنترل کنید و اگر شما می خواهید ثابت قدم بمانید، نیاز دارید ذهن خود (و تمام ضروریات آن را) کنترل کنید. تلاش کنید تا تفکر عمیق را حداقل هر روز، 15 دقیقه تمرین کنید. در نقطه ای آرام و ساکت بنشینید و عمیق نفس بکشید. در مدتی که نفس می کشید، روی نفس کشیدن خود تمرکز کنید. اگر دیدید ذهنتان منحرف می شود، تمام توجه خود را مستقیماً به تنفس برگردانید.

2. طرحی برای شکست خوردن!

همه شکست می خورند. مهم نیست که شما چقدر باهوش، ویژه و آماده هستید؛ همیشه قرار نیست موفق شوید. شما باید علاقه داشته باشید به تمرین این احتمال و درک این که اگر موفق نشوید، چه باید بکنید. چگونه قرار است که با شکست کنار بیایید؟

• تعداد زیادی از دفعاتی که مردم منطقی، در حفظ قدرت اراده و استواری خود شکست می خورند، به دلیل این است که آنها برای شکست خوردن طرح و برنامه ای ندارند. شکست های شخصی، لطمه کمی به موفقیت کلی شما می زنند (برای مثال، رد شدن شما توسط مسئول ادبی انتشارات، فقط تأثیر اندک و حاشیه ای، روی توانایی کلی شما برای اینکه نوشته تان نشر یابد، می گذارد.)

• برای موانع و شکست های خود برنامه ریزی کنید. اگر نماینده ادبی، دست نوشته شما را رد کند، بررسی کنید که جای بعدی که می توانید آن را بفرستید، کجاست؟ و یا بنگرید که چه چیزی می تواند ارتقاء یابد.

• به یاد داشته باشید که با ثبات بودن مساوی با تکامل نیست. برای مثال، بله! ، یک نویسنده خوب می بایست تلاش کند هر روز بنویسد. اگر شما شروع به سرزنش خود برای عدم نوشتن کنید، خود را مجبور به ثبات کمتر (به جای ثبات بیشتر) می کنید.

3. انگیزه خود را افزایش دهید!

اگر شما با انگیزه باقی نمانید، نمی توانید آن تغییرات را در زندگی خود اعمال کنید که به شما اجازه می دهد استوار باشید. شما ممکن است به الگوهای رفتاری نه چندان خوب قدیمی خود به جای تبعیت از الگوهای جدید که تلاش برای ایجاد آنها می کنید، بازگردید.

• به خودتان نگویید "من بی انگیزه ام" و یا حتی "من امروز حسّ بی انگیزگی دارم". هرچه تعداد بیشتری از روزها را رد کنید، در حالی که در حین تلاش برای تزریق الگوهای فکری جدید به خود هستید، احتمال موفقیت شما کمتر می شود. در عوض، به خود بگویید، "من می خواهم امروز با انگیزه باشم. حتی اگر چنین حسی نداشته باشم". مثلاً اگر روز سختی داشته باشید و نخواهید هیچ چیزی بنویسید، مقدار کمتری از چیزی که معمولاً انجام می دهید بنویسید. اگر یک ساعت می نوشتید، نیم ساعت بنویسید یا حتی یک پاراگراف به جای یک صفحه بنویسید.

• تلاش نکنید که در هر زمان، کارهای زیادی انجام دهید. به این مسئله در قبل اشاره شده بود، اما تکرار آن با ارزش است. در هر زمان، اهداف مختلف خود را، به صورت یک یا دو موضوع مرتب کنید. اگر می خواهید دست نوشته خود را تمام کنید و ثبات خود را در سر کار افزایش دهید، و همزمان خوش اندام شوید، به زودی از پا در خواهید آمد. در عوض، روی افزایش اخلاق کاری خود و اخلاق نوشتاری کار کنید، قبل از افزودن آن به اخلاق ورزشی خود.

• به خود یادآوری کنید که چرا ثبات برای شما مهم است. در صورت با ثبات بودن، تلاش شما برای به انجام رساندن کارها چه خواهد بود؟ چه اتفاقی خواهد افتاد اگر شما در مسیر ثبات، شکست بخورید؟ زمانی که شما در حال تلاش برای به انجام رساندن اهداف خود و با ثبات بودن هستید، این موارد را در ذهن نگه دارید.


امیدوارم از این مطلب راضی بوده باشید. با استفاده از راه هایی که بیان شد شما هم میتوانید یک شخصیت با ثبات داشته باشید. نظرات و پیشنهادات خود را از طریق قسمت کامنت ها با ما در میان بگذارید. همراه مجله اینترنتی دلگرم باشید.


۵
۰

برای مطرح کردن سوالات پزشکی خود ، اینجا کلیک کنید

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید