farzaneh . . .
30 ارديبهشت 1389
|
دعاي يك كودك:خدايا به زنان فقيري كه عكسشون تو گوشي بابامه لباس برسون! |
باران
10 ارديبهشت 1389
|
به لره میگن فارسی رو کجا یاد گرفتی؟میگه همونجا که دهقان فداکار شلوارشو در اورد منتظر تصمیم کبری بود... |
سانی بارانی
02 ارديبهشت 1389
|
خروس زَری، پیرهن پَری :
قوقولی قوقو سحر شد سیاهی دربه درشد فرشته ها دویدن ستاره ها رو چیدن
خورشید خانم در اومد با یک شفق سراومد تا شب نکرده حاشا بچه ها بیاین تماشا ...
روباهه دمش درازه حیله چی وحقه بازه تا چشم رو هم بذاری میبینی وجود نداری ...
   |
asal
28 اسفند 1388
|
rashtie be zanesh mige man mordam behem khianat nakon tanam tu gur milarze mimire on 2nya behesh migan asghar vibre   |
حسین
23 اسفند 1388
|
جشنواره فیلم اصفهان ۱- دو نفر با یک تخم مرغ ! ۲- تا حالا موز خوردی؟ ! ۳- ۱۰ نفر زیر یک چتر ! ۴- من هوشنگ ۱۵ تومان دارم ! ۵- دیشب باز هم پیتزا خوردم  |
مسعود
01 اسفند 1388
|
من بر انم که در این دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کار است اما نمیدانم چه چرا انسان اینقدر با خوبی بیگانه است.مسعود |
shadi .
21 بهمن 1388
|
تركه ميره خونه ي دوستش، بعد از يه ساعت مياد كه بره دوستش ميگه نهار بمون، نهار ميمونه، بعد نهار مياد بره دوستش ميگه: حالا بيا يه دست تخته بزنيم، بازي تموم ميشه مياد بره دوستش ميگه: بدون شام كه نميشه. شام ميخوره مياد بره دوستش ميگه دير وقته! بخواب فردا برو، ميخوابه. صبح مياد بره دوستش ميگه: با شيكم خالي؟ بمون بعد صبحونه برو، يارو ميگه: نه ديگه. خانم بچه ها تو ماشين منتظرند! |
shadi .
21 بهمن 1388
|
تركه زنگ ميزنه خونه ي دوست دخترش. باباي دختره گوشيو بر ميداره. تركه هول ميكنه ميگه: ببخشيد ميدون انقلاب كدوم طرفه؟ |
shadi .
21 بهمن 1388
|
يه روز تركه كبوترش را گم مي كنه تو روزنامه آگهي مي ده: بيه... بيه...  |
shadi .
21 بهمن 1388
|
يه نفر داشته توي دريا غرق ميشده، بلند بلند داد ميزده: كمك، من شنا بلد نيستم! تركه داشته رد ميشده ميگه: حالا منم تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟؟! |
iibojima boy
06 بهمن 1388
|
be torke migan chetori mige ma bishtar     |
ibojima boy
16 دی 1388
|
yaro takhaose zibayi migire sare dftaresh mizane lolo biar holo bebar          |
bardiya shakiba
09 دی 1388
|
ترکه میره حموم ...
صابون از دستش میفته ...
این طرفو نگاه میکنه میبینه نیست ...
اون طرفو نگاه میکنه میبینه هست ...  |
گندم
03 دی 1388
|
غضنفر ميره كنسرت ابي وقتي تموم مي شه هر كي يه چيزي ميگه يكي ميگه: ابي صداتــــــــو ، يكي ميگه: ابي نفستـــــــو... غضنفر هم جو گير ميشه ميگه: ابي ننتـــــــــــــــو!!!
   |
CHESHMAK
21 آذر 1388
|
Torke dashte hooloo mikhorde mirese be hastash mige bah bah gerdoo ham dare! |
مهرداد
21 آذر 1388
|
یه روز لره میره جبهه ترکش میخوره جفت تخماش میترکه میره دکتر.
دکتر یه تخم اهنی میده یه تخم چوبی
بعد یه مدت بچه دار میشه
یکیش ترمیناتور میشه
یکیش پینوکیو |
Naghmeh Kamkar
04 آذر 1388
|
تازه عادت کرده بودم به حریم امن چشمات .
چه غریبونه شکستم توی شهرآرزوهات
سهم من ازباتوبودن هرنفس آوارگی بود
ازشب غریب چشمات قسمتم شب زدگی بود
|
amin
03 آذر 1388
|
ye computer sakhte mishe ke har chi soal azash miporsidan javab midade ,ye roz ye torke mire az computere ye soal miporse ke computere ghat mizaneo monfajer mishe be torke migan chi porsidi ke injori shod,mige hichi man faghat porsidam on chie ke zemestona to khonast,tabestona balaye derakht ,baed migan khob javabesh chi mishe torke mige bokhari migan marde hesabi akhe bokhario to tabeston mizaran balaye derakht ,mige male khodame dost daram bezaram balaye derakht |
sonia
24 مهر 1388
|
به ترکه می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست |
sonia
24 مهر 1388
|
به تركه گفتن واسه زلزله بم چه كمكى كردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی |
Sonia
24 مهر 1388
|
تركه تو جاده داشته رانندگی می كرده ، یهو میبینه یه كامیون داره از روبروش میاد، میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمی گیره . رفیقشو صدا می كنه می گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین |
salvation salvation
08 شهریور 1388
|
به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو
  |
NONA
08 شهریور 1388
|
لره روز اول نماز خوند گاوش مرد روز دوم نماز خوند خرش مرد روز سوم زنش گفت پیاز نداریم گفت خدا شاهده پا میشم 2رکعتم خرج تو میکنما |
امیرسینا
02 شهریور 1388
|
یه روز می خوان یکی رواعدام کنن بهش میگن وصیتی نداری میگه نه میبرنش بالا وقتی میره بالا میگه چراچراوصیت دارم میارنش پایین بهش میگن بگو میگه:قاسم خونتون ازاینجامعلومه    |
نیما
01 شهریور 1388
|
ماه مبارک رمضـان بر همه ي مـسلمين جهـان مـبارک باد حتي تو عزيزم که اصلاْ روزه نمي گيري
 |
نیما
01 شهریور 1388
|
مناجات باخدا: خدايا ماه رمضان را مانندجام جهانى هر چهارسال يكباروآن را هرباردريك كشور قراربده |
CHESHMAK
30 مرداد 1388
|
خروسه میره جلوی مرغ فروشی به مرغا میگه: میمردین توی لونه اینجوری میگشتین؟ |
yasharadsl
29 مرداد 1388
|
يه روزي غضنفر با دوستش ميرن شكار .............دوستش ميزنه به دومه شيره دوستش ميگه فرار كن الان مياد.غضنفر ميگه مگه من زدم     |
mal0osak
20 مرداد 1388
|
ترکه میره مکه
ازش میپرسن چه خبر؟
میگه هیچی خدا نبود تو حیاط می چرخیدیم.
   |
mohsenjgh
18 مرداد 1388
|
لره میخواد بره خواستگاری به خانوادش میگه اگه خانواده ی عروس زرزر کردن کسی گی نمیخوره جز آقام!   |