dani
12 آبان 1387
|
قبض تلفن همراه اينجانب گم شده است. از يابنده تقاضا می شود كه مبلغ آن را پرداخت نمايد و رسيد بانک را به عنوان مژدگانی نزد خودش نگاه دارد! |
لیلا
12 آبان 1387
|
تازگی ها طلا شدی ، گم شدی کیمیا شدی . دیگه پیام نمیزنی ، مثل غریبه ها شدی… |
Hooshang
10 آبان 1387
|
از ترکه مي پرسند «چرا قرص هاي چرک خشکنت را سر وقت نمي خوري؟» پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.» |
مهدی
10 آبان 1387
|
دارویی بسیار جدید پس از آزمایش روی حیوانات قرار بود روی انسانها امتحان شود, ولی امکان مرگ شخص نیز وجود داشت. سه نفر داوطلب تزریق این داروی جدید شدند. یک آلمانی، یک فرانسوی و یک ایرانی. به آلمانی گفتند که چه قدر می گیری، گفت 100هزار دلار. گفتند برای چه؟ گفت اگر مُردم برسد به همسرم.به فرانسوی گفتند چقدر؟ گفت 200 هزار دلار که اگر مردم 100هزار برسد به همسرم و 100 هزار برسد به معشوقم.به ایرانی گفتند چقدر می گیری؟ گفت 300 هزار دلار. گفتند چرا؟ گفت 100 هزار دلار برای شما که اینجا دارید زحمت می کشید بابت شیرینی، 100 هزار دلار هم واسه خودم، 100 هزار دلار هم می دهیم به این آلمانیه و دارو را به او تزریق می کنیم |
faraz
10 آبان 1387
|
مردي ميره دكتر و ميگه آقاي دكتر من همه چيز رو دو تا ميبينم دكتر: ببينم شما هر چهار تاتون همين مشگل رو دارين؟!!! |
AREZU
10 آبان 1387
|
چهار بیماری کشف شد... 1 بری بری(کمبود ویتامین ب) 2 بری بدی(کمبود پول) 3 بدی بری(کمبود وقت) 4 بدی بدی(بالا بودن هزینه زندگی)....... |
علی
09 آبان 1387
|
مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست!
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید 5 دلار بپردازه.
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
کشیش می گه: بگو فرزندم.
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟ |
elnaz
09 آبان 1387
|
به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم! |
محمود
09 آبان 1387
|
تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده! |
esi
08 آبان 1387
|
تکنولوژی پیشرفت کرده…
قبلا زنگ می زدن در می رفتن… الان اس ام اس می دن در می رن! |
علی
08 آبان 1387
|
عزیز دلم اگه تمومه تمومه تمومه دنیا جمع بشن بخوان تورو از من بگیرن
میگم چرا شما زحمت كشیدین!!!
خودم می آوردمش ! |
منصور
08 آبان 1387
|
امروز جمعه است , گفتیم یادی از اموات کنیم..... چطوری جنازه؟! |
elham
08 آبان 1387
|
به یارو می گند چرا یه لنگ جورابت ابی یه لنگه قرمز میگه والا خودمم نمی دونم یه جفتم خونه دارم همین شکلیه |
محمد
07 آبان 1387
|
زندگی وقتی قشنگه که در کتاب قانون آن اصل معرفت ماده محبت و تبصره عشق نوشته شده باشه |
amir
07 آبان 1387
|
به اندازه وجودم دوستت دارم (جانباز 99 درصد) |
nahid
07 آبان 1387
|
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم...گرچه در خویش شکستیم جفایی نکنیم....یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند....طلب عشق هر بی سروپایی نکنیم |
f.z.s.m
07 آبان 1387
|
می دونی فرق تو با کفش چیه کفش لنگه داره ولی تو لنگه نداری |
pooya
07 آبان 1387
|
اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترين قله ی دنيا می نوشتم اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شيمی بودم اسمتو در گروه حلال ترين محلول ها قرار می دادم اگر معلم زيست بودم قلبت رو از مهربون ترين قلبها می نوشتم ... |
ali
06 آبان 1387
|
حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون! |
mehran
06 آبان 1387
|
خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است |
مهرشاد
06 آبان 1387
|
باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت… گرم و پررنگ نوشت… روی هر سنگ نوشت تا بخوانند همه که اگر عشق نباشد دل نیست
|
ali
06 آبان 1387
|
آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬ دریا گفت : این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید … تقدیم به آسمون قلبم … |
سمانه
03 آبان 1387
|
يه بار يه كچله ميره تو سلموني همه بهش نگاه ميكنن ميگه چيه ميخوام اب بخورم |
نسيم
03 آبان 1387
|
دخترايراني: بيني هايشان عمل کرده نيست.- موهايشان خدادادي طلائي است و مش داره. - از کنارهم ردميشن هرگزبه هم چپ چپ نگاه نمي کنن.-تمام زيورآلاتشان طلاوجواهرات اصل است.- تاقبل ازازدواج هرگز ابروهايشان را بر نمي دارند.-بدون اجازه خانواده شان هيچ جانميرن.- وقتي باهاشون دوست شدي هفته دوم بايدبري خواستگاري.-هميشه سربه زيرهستن وبه هيچ غريبه اي نگاه نمي کنند |
امين
03 آبان 1387
|
پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد: كي بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضي گرفته بود |
الهام
03 آبان 1387
|
خوب خانم هاي عزيز امروز مي خوام طرز تهيه مرد رو براتون آموزش بدم. مواد لازم:
.
.
.
.
.
ولش كنين بيخود موادتونو حروم نكنيد مردا درست بشو نيستن. |
pooya
02 آبان 1387
|
زندگی قشنگه اگه برای تو باشه ........مرگ قشنگه اگه برای تو باشه .......دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه...... من قشنگم اگه با تو باشم ....... اما تو هر جور باشی قشنگی . |
mehdi
02 آبان 1387
|
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد . |
bahare
02 آبان 1387
|
اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن |
ندا
02 آبان 1387
|
توی د نیا عا شقا چه بی کسن . همیشه منتظرن دلوا پسن اینو گفتم تا بدونی عاشقی خیلی خطر ناکه حسن. |