آشنایی با روانشناسی شناختی

روانشناسی شناختی چیست
۱,۷۰۱
۰
۰
پنج شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ ۰۵:۰۵

روان شناسی شناختی مطالعه ی علمی روی مغز انسان به عنوان پردازنده اطلاعات می باشد. روان شناسان شناختی مدل های ذهنی را از پردازش هایی که در ذهن انسان ها میگذرد، طراحی می کنند که این پردازش ها شامل ادراک، حواس، زبان، حافظه، فکر و هوشیاری می باشد.

اواسط سال 1950 ، روان شناسی شناختی اهمیت ویژه ای در بین محققان و روان شناسان پیدا کرد که چندین فاکتور را شامل می شود:

رفتار درمانی

فیزیک درمانی

تحصیلات

همه موارد در یک مورد

درمان های سلامتی جایگزین

1. نارضایتی از رویکرد رفتار گرایی در ساده ترین حالت روی رفتار های بیرونی نسبت به رفتار های درونی.

2. پیشرفت بهتر روش های تجربی.

3. مقایسه بین پردازش اطلاعات بین انسان و کامپیوتر.

تاکید بر روی مطالعه علم روان شناسی از مطالعه بر روی شرطی سازی رفتار و روانکاوی رفتاری مغز به فهم پردازش اطلاعات در مغز انسان با استفاده ابزار و لوازم ازمایشگاهی قوی و سخت تغییر کرده است.

فرضیات پایه

پردازش های میانجی گر بین محرک و پاسخ اتفاق می افتند. رفتارگرایان ایده مطالعه روی ذهن را رد کرده اند زیرا پردازش های درون ذهن قابل مشاهده و اندازه گیری نیستند.

اگرچه روان شناسان شناختی مطالعه بر روی پردازش ذهن و بررسی تاثیرات این پردازش اطلاعات روی رفتار را به عنوان یک عضو مهم ضروری می دانند. به جای بررسی ارتباط ساده بین پاسخ و محرک که توسط رفتارگرایان ارائه شده بود، فهم پردازش های میانجی گر مغز انسان اکنون موضوع مهم تری به شمار می روند. بدون درک این موضوع، روان شناسان نمی توانند فهم کاملی از رفتار داشته باشند.

امروزه به روان شناسی باید به عنوان یک علم نگاه کرد. روان شناسان شناختی ، کار رفتار گرایان را به عنوان یک هدف برای خلق روش های علمی دنبال می کنند. انها نتایج این مطالعات و تحقیقات را به عنوان پایه مطالعاتی روی پردازش های ذهنی استفاده می کنند.


انسان ها نوعی پردازنده اطلاعات هستند:

پردازش اطلاعات در کامپیوتر که نوعی شبیه سازی از مغز انسان است، بر روی انتقال اطلاعات، ذخیره سازی اطلاعات و بازیابی اطلاعات از حافظه پایه گذاری شده است. مدل های پردازش اطلاعات ذهنی مثل حافظه و ادراک نشان دهنده این است که پردازش های ذهنی یک نتیجه واضح و مشخص را دنبال می کنند.

به طور مثال:

پردازش های ورودی با انالیز و تجزیه تحلیل محرک در ارتباط هستند. پردازش ذخیره سازی هرچیزی که در ارتباط با محرک در درون مغز اتفاق بیفتد را پوشش می دهد که می تواند کد گزاری یا دستکاری محرک را شامل شود. پردازش های خروجی مسئول اماده سازی یک پاسخ مناسب به محرک هستند.

پردازش اطلاعات

رویکرد شناختی در اواخر سال1950 و اوایل سال 1960 انقلابی در علم روان شناسی به وجود اورد و به یک رویکرد حاکم در روان شناسی در اواخر سال1970 تبدیل شد. اشتیاق مطالعه در مورد پردازش ذهنی کم کم در مطالعات پیاجت(piaget) و تولمن (Tolman ) پدیدار شد.

تولمن یک رفتارگرای ضعیف بود. کتاب او در مورد رفتار حیوانات و انسان ها در سال 1932 تحقیقاتی را شرح داده است که توضیح ان طبق نظریه رفتارگرایی کار سختی است. از دید رفتارگرایان یادگیری نتیجه ارتباط بین محرک و پاسخ می باشد.

اگرچه طبق مطالعات تولمن، یادگیری بر پایه روابط شکل گرفته در مواجهه با محرک صورت می گیرد. او این روابط را در قالب یک نقشه شناختی یا ذهنی ترسیم کرد.
البته وجود تکنولوژی مثل کامپیوتر بود که اصطلاحات فنی و سمبل های ذهنی که برای شناخت مغز انسان لازم بود را به روانشناسان شناختی می داد. شروع استفاده از کامپیوتر ها اجازه فهم دشواری های ذهن انسان را با مقایسه انها با مسائل ساده تر و قابل فهم تر می داد و کار را برای محققان آسان می کرد . تمام این پروسه با یک سیستم مصنوعی به نام کامپیوتر انجام می شد‌.

استفاده از کامپیوتر در واقع نوعی شبیه سازی برای فهمیدن کار مغز در به کارگیری اطلاعات بود‌ . ضرورتا کدهای کامپیوتری، اطلاعات، ذخیره اطلاعات، استفاده از اطلاعات و تولید یک خروجی مناسب از کارهای کامپیوتر می باشد. ایده پردازش اطلاعات به عنوان مدلی برای درک چگونگی کارکرد مغز انسان توسط روانشناسان شناختی به کار گرفته شد‌.

رویکرد پردازش اطلاعات بر چندین فرض پایه گزاری شده است که شامل:

1.اطلاعات به دست امده از محیط اطراف توسط یک سری از سیستم های پردازشی پردازش می شوند. ( به طور مثال ، ادراک، حواس، و حافظه کوتاه مدت)

2. این سیستم های پردازشی، اطلاعات را از راه های سیستماتیک انتقال داده یا جایگزین می کنند.

3. هدف تحقیق مشخص کردن مراحل و ساختارهای زمینه ساز ذهنی هستند‌.

4. پردازش اطلاعات در مغز انسان به پردازش اطلاعات در کامپیوتر شبیه سازی شده است.

مراحل میانجی گری

رویکرد رفتارگرایان این گونه است که فقط بر روی رفتار های قابل مشاهده بیرونی (محرک و پاسخ) که قابل اندازه گیری باشند مطالعه می کند. آن ها معتقدند که رفتارهای بیرونی به علت اینکه اتفاقات رخ داده در مغز را نمی توان در انها مشاهده کرد پس قابل مطالعه نیستند‌ (بنابراین قابل اندازه گیری هم نخواهند بود)

در مقابل، رویکرد شناختی بر این باور است که با استفاده از تست و ازمایش بر روی رفتارهای درونی و ذهنی هم می توان مطالعه کرد. روان شناسی شناختی معتقد است که مرحله میانجی گر بین ورودی یا محرک و خروجی یا پاسخ اتفاق می افتد‌.

مدل رفتار گرایان ( فقط بر روی پردازش های قابل مشاهده یا همان رفتار های خروجی

پاسخ ، رفتار > جعبه سیاه که قابل مطالعه نیست < محرک موجود در محیط

مدل ذهنی که میتواند کاملا علمی روی رفتار های درونی مطالعه کند.

رفتار خروجی 《 مراحل میانجی گر که یک پدیده ذهنی است 《 ورودی اطلاعات در محیط

پدیده میانجی گر در ذهن انسان می تواند حافظه، ادراک، حواس ، حل مشکل و... باشد. به این مراحل ، میانجی گر گفته می شود چون در وسط دو فاکتور قرار گرفته اند. به عبارتی دیگر از سمت محرک به پاسخ حرکت می کنند. محل قرار گرفتن انها بعد از محرک و قبل از پاسخ می باشد.

بنابراین طبق نظریه روان شناسان شناختی اگر می خواهید رفتار را به خوبی بشناسید، باید مراحل میانجی گر را نیز به خوبی درک کنید.


۰
۰

برای مطرح کردن سوالات پزشکی خود ، اینجا کلیک کنید

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید