۳۰ ضرب المثل شیرین فارسی با معنی

۳,۷۵۸
۱
۰
پنج شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ ۱۷:۱۴

مروری بر ضرب المثل های شیرین فارسی

کاسه جایی رود که باز آید قدح:

کلافه و سردرگم و مردد بودن، هم و غم پیدا کردن راه چاره داشتن.

کت بده کلاه بده، دو قورت و نیم بالا بده:

کسی که در حق دیگری خدمت و خوبی کرده و دست آخر هم بدهکار شده و دچار زخم‌زبان و توقعات بی‌جا گردد.

کربلا رفتنت بهانه بوَد/ کربلا در میان خانه بوَد:

خدا را در همه جا می‌توان یافت و به او توجه کرد.

کشتی‌هاش قرق شده:

به کسی که در غم و اندوه فرو رفته باشد می‌گویند

کفش کسی را جفت کردن:

جواب کردن، عذر کسی را خواستن و بیرون کردن. در برخی موارد در هنگام خروج میهمان کفش را جفت می‌کردند

کک تو تنبونش افتاده:

ترسیدن و به هول و ولا و دلشوره افتادن

کله‌اش بوی قرمه‌سبزی می‌دهد:

کسی که در سر هوای کارها و اقدامات خطرناک و دردسر آفرین و خارج از توان خود بپروراند.

نان در خون زدن و خوردن:

وصف تیره‌روزی و اندازه و ملال فراوان

ننه! سنگ نیم منه:

جواب بچه بهانه‌گیر را با ننه (مامان) گفتن بی‌امان خواهش و بهانه داشته باشد و اشاره به اینکه: مادر عاشق با گذشت است که همیشه در مقابل آزار و اذیت یا کوتاهی و نادانی فرزندش گذشت کرده و نیم من می‌شود.

نه قم خوبه نه کاشون، لعنت به هر دوتاشون:

اشاره مزاح‌گونه به بعضی خصلت‌های نه چندان خوب مردم این دو شهر (صد البته که در همه جا آدم‌های خوب و بد وجود دارند).

عروس هزار داماد:

منظور دنیا و بی‌وفائی آن است که هر روز بر وفق مراد کسی است و روز بعد از او روی می‌گرداند.

عشوه شتری، غمزه خرکی:

ناز بیخودی که اصلاً هم به طرف نمی‌آید

ذرع نکرده پاره کرده:

بدون محاسبه و بی‌حساب و کتاب شروع به کاری کردن

یک ده آباد به از صد شهر خراب:

یک چیز یا کار درست و حسابی و کامل بهتر از چندین کار جور واجورِ ناقص و بدردنخور می‌باشد.

یک شبه مهمان، صد ساله دعاگو:

حرف مهمان یا تازه واردی که با بی‌اعتنایی میزبان روبرو شده باشد.

یک وقت از سوراخ تو می‌ره، یک وقت از دروازه تو نمی‌ره:

متغیرالحال، دو شخصیته، کسی که هر وقت یک حالت و یک رفتار را در پیش بگیرد.

یکی به نعل می‌زنه یکی به میخ:

دوپهلو و دوجور حرف زدن، کلام بینابین و ناواضح، مراعات هر دو طرف را کردن و مقصود خود را در لفافه بین نمودن.

یکی یک دونه خل و دیوونه:

بعضی‌ها معتقدند تک فرزندها به دلیل لوس و از خود راضی بودن، عقل و رفتار چندان منطقی و درست حسابی و قابل قبولی ندارند.

قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری:

قدر و ارزش هر کار و هنری را خبره و هنرمند در آن می‌داند

قربون برم خدا رو، یک بام و دو هوا رو:

در یک مسئله و امری واحد بنا بر مصلحت دو گونه عقیده و دو برخورد متفاوت داشتن.

شاه می‌بخشه شاه قلی نمی‌بخشه:

هنگامی بالادست یا صاحب حق چیزی را ببخشد اما زیر دست خساست کرده و از بخشیدن خودداری کند.

شیرین بیا، شیرین برو:

کم بیا، کم برو تا شیرین و عزیز باشی

تا ریشه در آب است امید ثمری هست:

هیچ‌گاه نباید ناامید شد همیشه روزنه امیدی وجود دارد.

تب تند زود عرق می‌کنه:

علاقه شدید در مورد کاری یا نسبت به چیزی و کسی که که معمولاً به همان اندازه هم زود از بین ‌می‌رود

تخم نا بسم‌الله:

اشاره به یچه یا آدم شرور و شیطان و پرآزار.

ترحم بر پلنگ تیز دندان- ستم‌کری بود بر گوسفندان:

رحم وشفقت نسبت به ظالم، ستم بر مظلوم است

فتیله را از گوش در آوردن:

قطع امید و صرف‌نظر، باز کردن گوش و شنیدن حرفی که آخرین امید ناامید می‌کند، فکری را از سر بیرون کردن. حاضر به شنیدن حرفی که به ضرر فرد می‌باشد

فاره چون بلند شود سرنگون گردد:

هر اوجی حضیضی و هر خیزی افتی دارد، کسی که در اوج غرور و برتری باشد عاقبت به خواری و حقارت می‌رسد

حاشا و کلاّ:

اصرار و لجاجت، یکدندگی و پافشاری رو حرف خود.

حسرت به دل کچل خدیجه، مُردم ندیدم نوه و نتیجه:

حرف آدم حسود یا حسرت‌کس در مورد کسی که به مقصود خود رسیده و دق می‌کند اما خود از مثل آن محروم است

در این رابطه بیشتر بخوانید:

ضرب المثل "با آب حمام دوست می گیرد"

ضرب المثل " اینها همه شعر است "

ضرب المثل " آره آورده "

divider

تهیه و گردآوری مجله دلگرم

مرضیه ملایری


30 ضرب المثل شیرین فارسی با معنی
امتیاز : 5 تعداد رای : 1
۱
۰

برای مطرح کردن سوالات پزشکی خود ، اینجا کلیک کنید

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter