شعر طنز " طعنه پژو به پراید "

شعر طنز " طعنه پژو به پراید "

شعر طنز

«پژو» یکروز طعنه زد به «پراید»‏
که تو مسکین چقدر یابویی!‏
با چنین شکل ضایعی بالله
بی‌جهت توی برزن و کویی
رنگ لیمویی مرا بنگر
ای که تیره، شبیه هندویی
من تمیزم ولی تو ماه به ماه
مطلقاً دست و رو نمی‌شویی
بچه می‌ترسد؛ آن‌طرفتر رو!‏
که به هیئت شبیه لولویی
من نه خودرو،گُلم، سَمن‌بویم
تو نه خودرو، گیاه خودرویی!‏
من به پاریس بوده‌ام چندی
زیر پای «چهاردهم لویی»(!)‏
روی «باسکول» بیا،بپر،بینم!‏
روی‌هم‌رفته چند کیلویی؟!‏
در تو آهن به کار رفته ولی
نازکی عین برگ کاهویی!‏
صاحبت با تو گر به جایی خورد
سهم الارث ورثّه‌ی اویی!‏
از «پژو» چون چنین شنید «پراید»‏
گفت:ای دوست!چرت می‌گویی
بنده گیرم به قول تو یابو،
تو گمان کرده‌ای که آهویی؟!‏
‏«خویشتن، بی سبب بزرگ مکن
تو هم از ساکنان این کویی!»‏
انتقادی اگر ز من داری
مطرحش کن،ولی به نیکویی
زیر این آسمان مینایی
ای خوشا فکر و ذکر مینویی
برو خود را بسوز و راحت کن
بی‌علاج است آتشین‌خویی
بخت باید تو را نه آپشن و تیپ
ای که در بند چشم و ابرویی
بخت ماشین اگر سپید بُوَد
خواه بژ باش، خواه لیمویی!‏
ارج و قربم کنون ز تو بیش است
زانجهت در پی هیاهویی
خوار بودم ولی عزیز شدم
کرد دوران ز بنده دلجویی
قیمت من کنون رسیده به بیست
این منم من، «پراید» جادویی!‏
توی بنگاه پیش هم بودیم
غرّه بودی به خوش بر و رویی
بنده رفتم فروش و یکماه است
توی دپرس،هنوز آن تویی

گردآوری:مجله اینترنتی دلگرم

شعر طنز " طعنه پژو به پراید "Reviewed by مهدی پویان on August-13Rating: 4.0
۴
۱
دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید

تازه های دلگرم

Scroll to Top