صد دانه ياقوت ( مصطفي رحماندوست) يك جاودانه در ذهن كودكي ست

۶,۳۶۶
۳
۱
یکشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ ۱۰:۰۶

مصطفي رحماندوست


به بهانه آشنايي با انديشه هاي شاعرانه يك شاعر به سراغ سراينده "گنجشك لالا " رفتيم.


صد دانه ياقوت «مصطفي رحماندوست» يك جاودانه در ذهن كودكي ست

پيشه اش شاعري ست. شاعري عاشق كه وقتي از كودكان مي گويد خود نيز كودكي مي شود با همان صداقت و سادگي و پر از احساس هاي زيبا كه تا به كودكي باز نگرديم به ياد نمي آوريم.

خبرنگار سينما خبر با اين شاعر گفتگويي داشته كه در زير قسمتي از آن را مي خوانيم:

* چطور به شعر كودك علاقمند شديد؟

- (با لبخند) شعر كودك به من علاقمند شد و فكر كرد كه من مي توانم خادم خوبي باشم...

در سالهاي پيش از انقلاب ، حادثه اي باعث شد كه من از ادبيات بزرگسالان دست بردارم و به دنبال ادبيات كودك بروم و چون شاعر بودم از شعر براي كودك آغاز كردم هر چند كه اولين كتابي كه منتشر شد كتاب قصه بود. در اين باره كه چي شد كه علاقه مند شدم حرفي براي گفتن ندارم همانطور كه از هر كسي كه عاشق است بپرسيد چي شد كه عاشق شدي و حرفي براي گفتن نخواهد داشت!‌

شاعري هم اتفاقي ست كه تا حالا تعريف نشده ، دوست داشته شدن و دوست داشتن راحته ولي اينكه چطور بتوانيم دوست داشته شدن و دوست داشتن را حفظ كنيم بسيار دشوار ، و چون من پررو بودم توانستم اين دوست داشتن خودم را سي و چند سال با خودم همراه بيارم.

* آيا بعد از اين سي و چند سال شعر گفتن براي كودك، هنوز هم سوژه يابي براي شما سخت به نظر مي رسد؟

- سخت هست ولي قضيه اينه كه ما به يك بده بستان رسيده ايم، من با سوژه هايم و سوژه هايم با من. سوژه ها مي گردند و منو پيدا مي كنند و من هم آنها را پيدا مي كنم. تا آدم در اين وادي به يك بده بستان شديد و عميق نرسد نمي تواند سوژه ها را كشف كند .

مثلا من يك كتاب با عنوان «ترانه هاي نيايش» دارم كه حدود صد نيايش و مناجات براي بچه هاي پيش دبستاني ست و هيچ كسي باور نمي كند كه من مثل همه دعاي كميل خوانده ام ولي از آن موش و سوسك و مار و عقرب براي فهم بيشتر بچه ها بيرون آورده ام ،‌چون سعي مي كنم جور ديگه اي به هستي نگاه كنم و نگاه من با نگاه شما كه هر دو يك چيز را مي خوانيم و يا به يك شيء نگاه مي كنيم فرق مي كند.

مصطفي رحماندوست

* پس نمي شود گفت كه اين احساس شما مي تواند ربطي به لفظ «كودك درون» داشته باشد؟

- من به اين لفظ كودك درون اعتقادي ندارم چون به نظر من اينگونه الفاظ بازي هاي روانشناسي و بازاري ست. در حقيقت انسان يك فطرت دارد كه اين فطرت پاك است و حفظ اين فطرت وظيفه ماست و چون كودك آلوده به تجربه هاي ما بزرگسالان نشده اين فطرت پاك را داراست.

* راز ماندگاري اشعاري مثل «صد دانه ياقوت» را چه مي دانيد؟ چطور برخي از اشعار اينگونه در حافظه كودك ماندگار مي شود؟

- خيلي صريح مي گويم كه نمي دانم و اين رازي ست كه هنوز بر خودم كشف نشده ، چون بر اساس اصول و قواعد خاصي صورت نمي گيرد هر چند كه منتقدين بعد از خلق يك اثر بر اساس اصول و قواعد مثلا مي گويند فلان شعر فردوسي حماسي ست و من مطمئن هستم كه فردوسي ننشسته بر اساس قواعد شعر بگويد و بگويد مي خواهم شعر حماسي بسرايم.

فردوسي «عروسي بيژن و منيژه» را گفته ، ‌«مرگ اسفنديار» را گفته و همه را نيز در يك وزن گفته ، اما عروسي بيژن و منيژه را جور ديگر و مرگ اسفنديار را جور ديگري گفته و بايد گفت اين يك هديه خداوند به او بوده و يك اتفاق بوده كه البته بعدها ما آثارش را تجزيه و تحليل كرده ايم و به اين نتايج رسيده ايم.

مصطفي رحماندوست

* در مورد آثار خودتان ، نظر منتقدين را قبول دارين؟

- منتقدين خوبند و بايد نظرشان را گوش كرد و براي كارهاي بعدي آنها را رعايت كرد البته اگر منتقد ،‌منتقد منصفي باشد.

اخيرا در يكي از مقالات از يك ايراد ادبي به نام «اطناب» سخن گفته شده ، اطناب به معني زياده گويي ست و در اين مقاله گفته شد كه شعرهاي رحماندوست 7 – 8 شاخصه اين زياده گويي را دارد و بعد هم توضيح داده شده كه زياده گويي در شعر كودك باعث زيبايي مي شود و اين منتقد فكر كرده كه من آگاهانه از اين زياده گويي استفاده مي كنم در حالي كه من وقتي مي گويم :

وقتي كه پروانه پريد پَرپَر

احساس مي كنم كه وقتي پروانه مي پره ميگه پَرپَر . اين پَرپَر اضافي ست اما باعث زيبايي شعر مي شود و اين اصول را مي گويد و من از احساس مي گويم.

اين گفتگو ادامه دارد...


۳
۰

برای مطرح کردن سوالات پزشکی خود ، اینجا کلیک کنید

۱ دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید
 
ir
ثمين | ۵ سال پیش
ياد دوران كودكي افتادم
۰
۰