بیوگرافی گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایرانی ، و چندشعر معروف وی + عکس

گروس عبدالملکیان شاعر بزرگ ایرانی
۱,۹۸۳
۱
۰
یکشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۱۷

زندگی نامه گروس عبدالملکیان

گروس در سال 18 مهر 1359 در تهران چشم به جهان گشود. وی کودکی خود را در نهاوند سپری کرد. پدر گروس محمدرضا عبدالملکیان از شاعران بزرگ معاصر ایران است

گروس استعداد فوق العاده ای در نوشتن داشت و همین امر باعث شد . در سن 11 سالگی شروع به نوشتن کند و اشعار خود را در بعضی از مجلات به چاپ برساند.

از سال ۱۳۷۷ مطالعهٔ نقد و نظریه ادبی را آغاز کرد او برخی از شعرهایش را در کتاب اولش به چاپ رساند.وی کتاب اول خود را در سال 1381 به چاپ رساند

گروس  عبدالملکیان
گروس عبدالملکیان شعر معاصر ایرانی

کتاب دوم او «رنگ‌های رفته دنیا» ست که در سال ۱۳۸۴ در نشر آهنگ دیگر منتشر شد و در سال ۹۱ چاپ دهم آن به بازار آمد. پس از آن گروس مجموعه شعری را با عنوان «سطرها در تاریکی جا
عوض می‌کنند»، در نشر مروارید و در سال ۱۳۸۷ به چاپ رساند که این کتاب نیز طی ۵ سال ۱۲ بار منتشر شد.

پس از آن در سال ۸۹ گروس عبدالملکیان به دعوتِ نشر چشمه، به عنوان دبیر بخش شعر این انتشارات برگزیده می‌شود و در این موسسه شروع به فعالیت می‌کند که تا کنون نیز این همکاری ادامه یافته است.

او همچنین از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷ با بخش انتشارات دفتر شعر جوان همکاری کرد و از سال ۸۷ به عنوان مسئول آموزش این موسسه، جلسات و کلاس‌های متعددی را با حضور ضیا موحد، محمد علی سپانلو، شمس لنگرودی، احمد پوری، حسین پاینده، مصطفی رحماندوست، عباس مخبر و … در دفتر شعر جوان برگزار نمود.

او در سال ۱۳۹۱ از دفتر شعر جوان استعفا داد و رسما از این موسسه بیرون آمد. یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های ادبی گروس عبدالملکیان، جدا از تالیف شعر، مقاله و نقد، برگزاری کارگاه‌های شعر از حدود سال ۱۳۸۴ تا کنون است.

او این کارگاه‌ها را در موسسات و نهادهای فرهنگیِ متفاوتی چون شهرکتاب مرکزی، فرهنگسرای ملل، خانه فرهنگ تجریش، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه شهید بهشتی، دفتر شعر جوان و… برگزار کرده است.

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

هم‌­اکنون نیز کارگاه‌های شعر گروس عبدالملکیان در شهر کتاب مرکزی، دانشگاه علامه طباطبایی و خانه فرهنگ تجریش برگزار می‌شود. همچنین وی از سال ۱۳۸۷ تا کنون سخنرانی‌های متعددی با موضوعات متنوع ادبیات مدرن ایران و غرب در دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی، صنعتی اصفهان، امیرکبیر، آزاد تهران و… داشته است.

گروس عبدالملکیان در سال ۱۳۹۰ مجموعه شعر حفره‌ها را در نشر چشمه منتشر کرد که با استقبال گسترده مخاطبین مواجه شد و طی یک سال پانزده هزار نسخه از آن به فروش رسید.

طی این سال‌ها درباره آثار گروس عبدالملکیان، منتقدان نام‌ آشنای بسیاری مقالاتی را به شکل مکتوب در نشریات و به شکل سخنرانی در جلسات نقد کتاب‌هایش­ ارائه کرده‌ است که از جمله‌ی این نام‌ها می‌توان اشاره کرد:

منوچهر آتشی ، محمدعلی سپانلو ، حافظ موسوی ،فرزان سجودی ،مفتون امینی ، دکتر امیرعلی نجومیان ، سیف‌الله صمدیان­ ، بهزاد خواجات ، رضا چایچی ، محمود معتقدی ، مهرنوش قربانعلی ، آتفه چهارمحالیان ،علی مسعودی‌نیا ، بهاره رضایی ، مهدی مظفری ، علیرضا عباسی و مجتبی پورمحسن

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران


شاعر کتاب حفره‌ها در سال ۱۳۹۲ گزیده‌ای از شعرهایش را همراه با عکس و با همکاری ۳۶ عکاس برجسته ایرانی از جمله عباس کیارستمی، بهمن جلالی، افشین شاهرودی، سیف‌الله صمدیان، مهران مهاجر، کریم ملک‌‌مدنی، رومین محتشم و… در کتابی با عنوان «هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست» به چاپ رساند. این کتاب به اهتمام نازنین طباطبایی و در نشر چشمه منتشر گردید.
از او تاکنون شعرها، مقالات و گفتگوهای متعددی در نشریات معتبر کشور از جمله تجربه، کارنامه، الف، آزما، همشهریِ داستان، شوکران، شرق، کارگزاران، اعتماد، همشهری، آرمان، بهار، فرهیختگان و… منتشر شده است.

بیوگرافی شاعران دیگر :

زندگینامه پروین اعتصامی

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج

چند شعر معروف از گروس عبدالملکیان

پرنده پنهان، ۱۳۸۱، دفتر شعر جوان
رنگ‌های رفته دنیا، ۱۳۸۴، نشر آهنگ دیگر
سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند، ۱۳۸۷، نشر مروارید
حفره‌ها، ۱۳۹۰، نشر چشمه

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

دیدار گروس عبدالملکیان با دانشجویان دانشگاه اصفهان

حضور گروس عبدالملکیان در سال ۸۸ و پس از وقایع پس از انتخابات آن سال در شب شعری در دانشگاه صنعتی اصفهان با استقبال دانشجویان مواجه شد.

گروس عبدالملکیان و تعدادی از شعرای پیشین کانون ادبی دانشگاه صنعتی اصفهان و خارج از دانشگاه در فضای تعلیق و حبس دانشجویان به شعرخوانی پرداختند.

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

گروس شعرهای متعددی به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، آلمانی، اسپانیایی، عربی و… سروده در نشریات خارجی به چاپ رسیده:

  1. Lyrikline
  2. Europe
  3. circulodepoesia
  4. (universe (a united nation of poetry
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

دریافت جوایز گروس عبدالملکیان در جشنواره های شاعران ایرانی و بین المللی

  1. جایزه کتاب سال شعر امروز ایران- کارنامه
  2. جایزه شعر mostovi کشور یونان
  3. برگزیده کتاب سال شعر جوان ایران
  4. جایزه سراسری شعرجوان کشور- بندرعباس(۲ دوره)
  5. جایزه سراسری شعر جوان امروز (شاخه نبات شیراز)
  6. جایزه شعر شب‌های شهریور
  7. گروس عبدالملکیان تا کنون در چند فستیوال بین‌المللی شرکت داشته‌است که از جمله آن‌ها می‌توان به فستیوال بین‌المللی شعر در کشور فرانسه، فستیوال شاعران ایران و جهان و فستیوال شعر گلاویژ اشاره کرد
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شااعر معاصر ایران

کتابهای معروف گروس عبدالماکیان

  1. سطرها در تاریکی جا عوض می کنند
  2. پرندهی پنهان
  3. رنگ های رفته ی دنیا
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

معرفی کتابهای ترجمه شده گروس عبدالملکیان

  1. گزینه­ اشعار به زبان فرانسوی (پاریس/ نشر برونو دوسی/۲۰۱۲) ترجمه: فریده روا
  2. گزینه اشعار به زبان عربی (بیروت / نشر الغاوون/۲۰۱۱) ترجمه: موسی بیدج
  3. سطرها در تاریکی جا عوض می‌کنند به زبان کردی(سلیمانیه عراق / نشرپاشکوی ره­خنه­ی چاودیر/۲۰۰۸)ترجمه: مریوان حلبچه‌ای
  4. رنگ‌های رفته دنیا به زبان کردی( سلیمانیه عراق/نشر پاشکوی ره­خنه­ی چاودیر/۲۰۰۸)ترجمه: مریوان حلبچه‌ای
  5. گزینه اشعار به زبان انگلیسی(در دست انتشار)ترجمه: محسن شفیع‌زاده
  6. و گزینه اشعار به زبان ترکی(در دست انتشار) است.

شعر گروس عبدالملکیان که برای روز تولد همسرش سرود

به مناسبت تولد همسر مهربانم كه خلاصه تمام خوبى هاست:

پيراهنت در باد تكان مى خورد
اين، تنها پرچمى ست كه دوستش دارم

همسر گروس عبدالملکیان
همسر گروس عبدالملکیان

چند شعر از گروس عبدالملکیان

غذا به شکل احمقانه ای ما را سیر می کند
لیوان از دست هایم افتاد و
هزار لحظه شد.
همیشه چیزی کسی باید بمیرد
که این فیلم طرفدارانش را از دست ندهد
گفتند چیزی نیست چیزی نیست
من اما طوری تنها بودم
که ماندنم همه را تنها می کرد
در خیابان
استخوان ها راه می روند
گوشت ها راه می روند
کت و شلوار ها راه می روند
در مغازه کسی دارد استخوانی را
با ساطور نصف میکند
خیابان زوزه می کشد
سگی روحم را به دندان گرفته
می دود
در پاییز درختان را حرص می کنند
انگشت های اضافه را حرص می کنند
پاییز
در اتاق های سیمانی دربسته قرمز تر است
شهر در حاشیه سرد است
متن از خط زدن خونی ست
از متن از حاشیه از کاغذ
بیرون افتاده ام
و ماهی مرده ای دارد
رودخانه را با خود می برد

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

از زیر سنگ هم شده پیدایم کن!
دارم کم کم این فیلم را باور می کنم
و این سیاهی لشکر عظیم
عجیب خوب بازی می کنند.
در خیابان ها
کافه ها
کوچه ها
هی جا عوض می کنند و
همین که سر برگردانم
صحنه ی بعدی را آماده کرده اند
از لابلای فصل های نمایش
بیرونم بکش
برفی بر پیراهنم نشانده اند
که آب نمی شود
از کلماتی چون خورشید هم استفاده کردم
نشد!
و این آدم برفیِ درون
که هی اسکلت صدایش می کنند
عمق زمستان است در من

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

اصلا
از عمق تاریک صحنه پیدایم کن!
از پروژکتورهای روز و شب
از سکانس های تکراری زمین، خسته ام!
دریا را تا می کنم
می گذارم زیر سرم
زل می زنم
به مقوای سیاه چسبیده به آسمان
و با نوار جیرجیرک به خواب می روم
نوار را که برگردانند
خروس می خواند

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

از توی کمد هم شده پیدایم کن!
می ترسم چاقویی در پهلویم فرو کنند
یا گلوله ای در سرم شلیک
و بعد بگویند:
” خُب،
نقشت این بود

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

خواب
حالا که رفته ای، بیا

بیا برویم

بعد مرگت قدمی بزنیم

ماه را بیاوریم

و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت…
لعنتی
دستم از خواب بیرون مانده است.

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

ملاقات

بارانی که روزها

بالای شهر ایستاده بود

عاقبت بارید

تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی...

تکلیفِ رنگ موهات

در چشم هام روشن نبود

تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم

و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم

تکلیفِ شمع های روی میز

روشن نبود

من و تو بارها

زمان را

در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم

و حالا زمان داشت

از ما انتقام می گرفت

در زدی

باز کردم

سلام کردی

اما صدا نداشتی

به آغوشم کشیدی

اما

سایه ات را دیدم

که دست هایش توی جیبش بود

به اتاق آمدیم

شمع ها را روشن کردم

ولی

هیچ چیز روشن نشد

نور

تاریکی را

پنهان کرده بود...

بعد

بر مبل نشستی

در مبل فرو رفتی

در مبل لرزیدی

در مبل عرق کردی

پنهانی، بر گوشه ی تقویم نوشتم:

نهنگی که در ساحل تقلا می کند

برای دیدن هیچ کس نیامده است

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران
گروس عبدالملکیان شاعر معاصر ایران

کاربر گرامی چنانچه در مورد "گروس عبدالملکیان شاعر بزرگ ایرانی" سوالی داشتید. در پائین همین صفحه در قسمت نظرات با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.


۱
۰

برای مطرح کردن سوالات پزشکی خود ، اینجا کلیک کنید

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی
کد جدید
statcounter